Ich gehe wieder unter Leute
;Ich schreib: Ich vermiss dich
!doch nein, ich schick's nicht
حوصلهم سر رفته :) با وجود داشتن یه عالمه کار...
مثل همه وقتایی که پر از تنش و اضطرابم، دارم همه اون احساسات رو که تو کل وجودم میچرخه، احساس میکنم و به موسیقی بالا گوش میدم.
من خیلی روزا به همین دلیل هیچکاری نمیتونم انجام بدم. اضطراب میتونه گاهی فلجکننده باشه؛ شاید "گاهی" یه ذره کم باشه براش، بهتره بگم بیشتر وقتا :)