بختکها
تو بلاگفا خیلی جو بدی راه افتاده. یه سری هیتر عین بختک میافتن به جون یکی و همینجوری بهش شلیک میکنند تا جایی که کاملاً دلسرد بشه از نوشتن... واقعاً با این کاراتون چی به دست میارید؟! نفرت انگیزید...
دلسوز آدما باشید بچهها تا یه موقعی یه گرهای از کارتون باز بشه. اگر نمیتونید دلسوز باشید، حداقل بدخواه هم نباشید...
یه دراگون پیر
[انقدر آهنگ آپلود نکردم یه ذره یادم رفته بود :))))) ]
دل دیوونه، ای دل
ای بینشونه، ای دل
ندونستی زمونه نامهربونه، ای دل❤️
دغدغه
این خیلی جالبه که ما ایرانیا تو یه سری مسائل انقدر به هم شبیهیم :))
انگار که خودمو میبینم تو بعضی رفتارای مردم، انگار که تو ژنمونه...
آن شب گریهای در کار نبود امّا...

به رسم شبهای گذشتهست که هنوز بیدارم :)
منبع عکس: پیج soull.need
شاهکار آفرینش

امروز، روز جهانی زنه^^
روز قشنگیای جهان فرخنده باد❤️
علت نامگذاری روز جهانی زن! (8 مارس)
سال 1857 در نیویورک 129 زن در یک کارخانه نساجی، علیه بیعدالتی درقبال زنان اعتصاب کردند، که توسط رئیسشان در کارخانه محبوس و به آتش کشیده شدند!
📚 @audiobo0ok
مو فرفری باشه؟ :))))
پاری نشسته داره موهامو فر میکنه D:
هرچی از شوق و ذوقش به آرایشگری بگم کم گفتم :))))
همه رفتگان
اصلا یه جوری هیچکس دیگه تو بلاگفا نمینویسه، انگار همه بعد رفتن من بلاگفا رو بوسیدن گذاشتن کنار :)
الان بگید ببینم من ضرر کردم یا شیرازی؟ :))))))))))))))))))
فقط قله نه
به نظر من برفی قشنگه که همه جا بیاد. وقتی سخاوتمند باشی، باشکوهی✨❄️
مهم نیست چی میشه
چرا نمیتونم بفرستمش؟ :)
استرس سر تا سر وجودمو گرفته...
بالاخره با کمی تغییر فرستادمش...
کلید
مثل اون وقتایی که برای درسام بیدار میموندم بیدارم و مشغول انجام دادنِ کارم :)
خیلی خوابم میاد😴
دلم هم برای یه سری آدما تنگ شده :)
*دختر کوچولوی من تو کی انقد بزرگ شدی؟❤️
دیگه کافیه
از نصیحت کردن آدما خوشم نمیاد. گاهی هم که لحن نوشتههام نصیحتگونه میشه، در درجهٔ اول مخاطبش خودمم و سپس مخاطبهای خیالیِ من. یعنی درواقع معمولاً شخص خاصی رو مد نظر ندارم. بلکه به کل آدمیان اشاره میکنم. البته این رو هم نباید انکار کنم که گاهی دقیقاً یک شخص خاص رو مد نظر دارم😌 و اون یه شخص خاص ممکنه از پستی به پست دیگه متفاوت باشه :))
رازِ جاودانه شدن
اگه شادیها و خوشیهای زندگیت رو به صورت فخر فروختن بیان نکنی، حسرت و حسادت آدما رو برنمیانگیزی و اون شادی توی قلبت خواهد موند✨❤️
*این مدت که دور بودم از نوشتن برای همه، که فقط برای خودم مینوشتم و نگران حرف بقیه نبودم، اول اینکه خیلی بیشتر خودم بودم و دوم چون چشم دیگهای دنبالم نمیکرد، انرژی منفی و پلیدی که در اثر حسادت و حسرت از آدما برمیخاست رو دریافت نمیکردم. من باور دارم ساطع شدن و دریافت انرژی رو. هر آدمی با توجه به منشش و نگرشهایی که داره، انرژی خاصی رو از خودش ساطع میکنه. امکان بهبود و بالاتر بردن فرکانس این انرژیها هست چون امکان تغییر نگرش هست. اما همه دنبالش نمیرن.
یه سری سیاه و سفیدا خوبن: مثلِ برف لای موهات^^
امروز با حانیه بازار تجریش بودیم و کلییی خوش گذشت🥰 برف هم که چقدر باشکوه میبارید و زمین رو سپیدپوش کرده بود. یه ذره قدیمیترش کنم:
زمین قاقُمپوش شده بود...❄️
گفته بودم که قاقم در گذشته نماد سپیدی بوده⭐
بلال و آش رشته خوردم و عالییی بود💙 خیلی خوشحالم. نیاز داشتم به این برف، به این همراهی و به این گشت و گذار. روحم سبکتر شده✨
راستی من گزِ آردی هم خیلی دوست دارم🥺❤️
حقیقی بودن
تازگیا اسنپ چت رو بوسیدم و گذاشتم کنار😘 بدون فیلتر عکس میگیرم. ویژگی خوبیه :) انگار خود واقعیم رو جلوم میبینم❤️
کمی بر زیادی اولویت داره
خیلی از روابط من به خاطر اینکه اون با من خیلی راحت بود و من باهاش خیلی راحت نبودم به هم خورد :)))))
unterschiedlich
زنها شاهکار آفرینش هستند. تو فقط کافیه یه بذر بهشون بدی؛ میبینی که چه درخت زیبا و تنومندی بهت برمیگردونن. این زنه که زندگی میبخشه🌱 منظورم صرفاً به دنیا آوردن یه انسان نیست. توی همهٔ زمینهها همینطوره❤️ اونا هستند که میپرورند و میآفرینند. درسته که فرقی بین زن و مرد نیست اما اگه من بخوام یه جنسیت رو برتر بدونم، اون زنه✨💜💚
اگر حس بدی از این نوشته گرفتید، ارزش زن رو هنوز درک نکردید💚 و این حس بد به همهٔ اون حسای بدی که به علت تبعیض و به خاطر تعصّب و نادانیتون به زنها دادید در😏 البته که همهٔ اونا با چند خط جبران نخواهد شد :)
حالا یه چیز خیلی جالبی که باید بگم اینه که من هر مرد درست حسابی و آکادمیک و آگاهی دیدم به این موضوع واقف بوده که زنها برترند :)))))))))) حتی استاد خودم یه بار گفت: زن و مرد معلومه که برابر نیستند. زن برتره❤️
nicht fertig
مسئلههای حل نشده، پروندههای باز، دوباره به شکل خوابهای خط خطی به من برمیگردند :)
ارزشِ وجود
حقیقت اینه که آدما خیلی دیر قدر منو میفهمن :)
یعنی تا وقتی هستم اینجوریه که هیچکس متوجه نیست اما همین که میرم تازه میفهمند که وجودم چقدر ارزشمند بوده و خب این به راستی تأسفآوره...
Stop!
من به کسی که یه بار رهام کرده دوباره تکیه نمیکنم :)
گذشتن و رفتن پیوسته
باید بپذیرم که تنهایی سرنوشت منه :)
من باید تنها بمونم؛
اینجوری امنترم،
آسودهترم
و لازم نیست برای پذیرفته شدن ویژگیهام از سوی کسی تلاش کنم چون دیگه کسی وجود نداره.
تنها کسی که پیشم میمونه خودمم که منم خیلی وقته ویژگیهای خودمو میشناسم...
دست کم دیگه لازم نیست خودم رو آزار بدم تا طرف مقابل اذیت نشه. نیازی نیست طوری رفتار کنم که انگار یه فرد عادیام؛ مثل اونا!
دلم نمیخواد با افرادی باشم که طوری به یه سری خصلتهای من نگاه میکنند انگار چیز چندشآوری دیدند.
دوست ندارم پا بذارم روی خواستههای خودم تا اونا رو به خواستههاشون برسونم.
دلم نمیخواد طوری رفتار کنم که انگار آدمی هستم که همیشه با قاطعیت و خیلی زود تصمیم میگیره.
نمیخوام طوری نشون بدم انگار هروقت که اونا خواستند منو ببینند منم میخوام و خیلی مشتاقانه براش آماده میشم.
دلم نمیخواد کسی توی زندگیم دخالت کنه و بخواد من رو تو اون قاب چوبی که خودش درست کرده حبس کنه؛ روح من برای اون قاب زیادی بیپرواست.
در فرجام دلم نمیخواد که خودم نباشم. من آدم سلطهپذیری نیستم.
و باید بگم ممکنه گاهی کسی رو حتی خیلی دوست داشته باشم اما چون وجودش بهم دلهره میده کنارش بذارم؛ به همین راحتی :)
زندگیه دیگه...
حتی کندن پیوسته...
چیزی بیش از تنها یک "واژه"
آدمها واژهها را به کار میبرند، بیآنکه به معنای پشت آنها آگاه باشند. مثلاً میگویند: دوستت دارم! بیآنکه بدانند چه مسئولیت سنگینی در کُنه آن نهفته شده است! اصلا همینطور شد که رفته رفته حرمت واژهها از بین رفت...
بر آن شدن
چرا انقدر تصمیمگیری برام سخته؟ :")
+زیادی همه چیز رو ریز به ریز در نظر میگیرم و این باعث میشه همیشه مردد باشم
++پذیرش این ویژگیم برای آدما دشواره :)

