درودی از ژرفای شب :)

حالا هر واژه ای که می‌نگارم برایم بسی گرانبهاست زیرا که دست کم می‌باید هفت هزارتا باشد و من دارم به اندازه توانم می‌کوشم؛ گام به گام...

شاید روزی برگردم و این نگاره‌هایی که با واژه‌ها رقم زدم را بخوانم و لبخندی زیبنده بر گوشه لبانم بنشیند؛ که تا چه اندازه زندگی را بر خودم سخت می‌گرفتم و دلهره به وجودم راه می‌دادم...

کسی چه می‌داند؟ :)

اگر نیروهای مثبت خویش را روانه راهم سازید، بسیار خشنود خواهم شد.

به گفته دوستم: هرچه بادا باد.

البته امیدوارم بتوانم باورش کنم :)