اپیزود شصت و دو

مهمان این قسمت برنامه آقای آرش خوش‌خو بود. اول از همه اینکه به نظرم بسیار رُک، جدی، باهوش و یه جورایی ایرادگیر بودند. حسم می‌گفت سلیقه‌ی کتابی و سینمایی بسیار خوبی هم دارند.

نمی‌شه این موضوع رو نادیده بگیرم که چقدر شگفت‌زده و قلبی قلبی شدم وقتی اسم دختر آقای خوش‌خو رو شنیدم. اسمش رنگین کمان بود😍🥰💜💙❤️🧡💛 موضوع بعدی این بود که ایشون اولین کسی بود که با وجود اینکه همسرشون هم نویسنده‌ هستند، اما کتابی از ایشون نیاورده بودند. اینو کار درستی نمی‌دونستند.

یه چیز بسیار پُرتکراری که توی کتاب‌باز دیدم، این بوده که بسیاری از آدمای کتابخون از بچگی کتابخون شدند، پدر و مادر کتابخونی داشتند و اکثراً صاحب یه کتابخونه‌ی بزرگ توی خونه‌شون بودند. این یعنی تأثیر پدر و مادر و محیط روی بچه که انکارناپذیره. عادت کتابخونی از همون بچگی مثل یه بذری تو وجود آدم کاشته می‌شه. این بذر کم‌کم جوونه می‌زنه و رشد می‌کنه و در فرجام یه آدم کتابخون رو به این جهان تحویل می‌ده.

شاید براتون جالب باشه که بدونید بسیاری از نویسنده‌های معروف در ابتدا پاورقی‌نویس بودند. این کار بهشون کمک می‌کرده سلیقه‌ی مردم رو بهتر بشناسند و با توجه به اون، کتاب بنویسند. به همین دلیل کتاب‌هاشون بعد چاپ سروصدای زیادی به پا می‌کرده، چون براساس سلیقه و فرهنگ جامعه نوشته می‌شده. یعنی مخاطبشون عوام بودند و نه خواص.

آقای خوش‌خو بسیار آدم کتابخوانی بودند و در سن نوجوانی تقریباً رمان‌های معروف و قطور جهان رو خونده بودند. با اینکه شاید برای ما از دور خیلی افتخارآمیز به نظر برسه، اما خودشون از این موضوع راضی نبودند. به این دلیل که امروزه چیز خوب زیادی که به سلیقه‌شون نزدیک باشه، پیدا نمی‌کنند. انگار اون چاهی که به وسیله‌ی اون، عطش دانستنشون رو سیراب می‌کردند، حالا تقریباً خشک شده. به همین دلیل شاید دیوانه‌وار کتاب خوندن خیلی جالب نباشه. اما من به شخصه با خودم می‌گم: «تا باشه از این حسرتا!» وقتی یه دوره‌ای برای آدم پیش بیاد که بتونه دیوانه‌وار کتاب بخونه و این شاهکارهای ادبی جهان رو تموم کنه، چرا این‌کار رو نکنه؟ این کاملاً یه فرصته. اگه هم خسته شد، یعنی فکر کرد که تمام ظرفیت جهان رو بلعیده و دیگه هیچ‌چیزی نمی‌تونه به شگفتی‌اش بیاره، حسرت خوردن در این باره خیلی بهتر از اینه که عمر آدم تموم بشه و حسرت اینو داشته باشه که یه عالمه کتاب رو هرگز نتونسته بود بخونه!

🌲 کتاب‌هایی که ازشون اسم برده شد: درباره‌ی چند سینماگر جمشید ارجمند، سینما به روایت هیچکاک فرانسوا تروفو، پابرهنه‌ها زاهاریا استانکو، مزدور هاوارد فاست، مهاجران هاوارد فاست، سپید دندان جک لندن، آوای وحش جک لندن، جان کلام گراهام گرین، عالیجناب کیشوت گراهام گرین، آمریکایی آرام گراهام گرین، مادر ماکسیم گورگی، در جست‌وجوی نان ماکسیم گورگی، سرنوشت یک انسان میخائیل شولوخف، دُن آرام میخائیل شولوخف، سیمای زنی در میان جمع هاینریش بُل، عقاید یک دلقک هاینریش بل، کولا برونیون رومن رولان، مرز سایه جوزف کنراد، نوسترومو جوزف کنراد، لرد جیم جوزف کنراد، هرگز رهایم مکن کازوئو ایشی گورو، کلارا و خورشید کازوئو ایشی گورو، سرگذشت ندیمه مارگارت اتوود، جنون اخلاقی مارگارت اتوود، با عشق، کورت از کورت ونه گات، گهواره‌ی گربه کورت ونه گات، جزیره‌ی گنج استیونسون، هیچکاک و آغاباجی بهنام دیانی، من و اینگرید برگمن بهنام دیانی، لذات فلسفه ویل دورانت، تاریخ فلسفه ویل دورانت، تاریخ تمدن ویل دورانت، مجموعه کتاب‌های گردونه‌ی تاریخ، دل شیر حسین پناهی، سفرنامه‌ی ناصر خسرو قبادیانی، دیوان جامی و لیلی و مجنون نظامی.

*بسیاری از کتاب‌ها رو خودم با جست‌وجو پیدا کردم و به صورت مستقیم معرفی نشد.

*ممکنه یکی دوتا کتاب تکراری باشه.