060
مهمانهای این قسمت برنامه آقایان مجتبی شکوری، حمید سپیدنام و رشید کاکاوند بودند. اصلا به اینجور ویژهبرنامهها که میرسم، یه دلهرهای وجودم رو فرا میگیره. چون کلی مطلب قراره توشون بیان بشه و نوشتن دربارهشون دشوارتره.
در ابتدا یکم شادی کنم از اینکه باز به قسمتی رسیدم که مضرب دهه یعنی 60: آخ عیش(◕ᴗ◕✿)
حالا بریم سراغ قسمت جناب شکوری:
آقای دکتر شکوری میگفتند که افسردگی نتیجهی سرکوبه. گویی افسردگی داره بهمون نشون میده که یه صدای درونی سرکوب شده و نیازه اون صدا فریاد کشیده بشه. افسردگی داره میگه یه رویا تو قلب ما داره میگنده و باید براش کاری کرد. باید در این جهان ردپایی به جا گذاشت. ولی همین که شروع میکنیم به کاری کردن، اضطراب میاد سراغمون. اما اشکالی نداره. اضطراب بهای بلیت زندگیه. اضطراب وقتی ایجاد میشه که ما یه راهی رو شروع کردیم و چالشها کمکم خودشون رو به ما نشون میدن. درواقع ما در رویارویی با چالشها دچار اضطراب میشیم. اما در معنای مثبتش، اضطراب قیمتیه که برای زندگی کردن باید بپردازیم.
بچهای که این دفعه اومده بود کتابباز هم بامزه بود :))))) اسمش پرستوی بزمآرا بود :) اون "ی" رو هم خودش گفت، برای اینکه اسمشو یه جورایی به فامیلیاش متصل کنه. دوست داشتید ببینید.
بخش دوم برنامه در خدمت جناب سپیدنام بودیم:
ایشون یه Food taster هستند. به کشورها و شهرهای مختلف سفر میکنند، به رستورانهای مختلف اونجاها میرن، غذاهاشونو تست میکنند، بهشون بازخورد نشون میدن و اونو تو پیجشون منتشر میکنند. یه جورایی غذاهای جاهای مختلف رو به مردم میشناسونند. اگه عاشق غذا خوردن باشید، این میشه شغل رویاهاتون :) چنانکه منم خیلی خوشم اومده از این شغل :))))))) فقط احتمالا اضافه وزن پیدا خواهید کرد و برای سلامتیتون خیلی خوب نیست. مگر اینکه حواستون باشه.
در این بخش در مورد مشخصهی آشپزی ایرانی صحبت شد که عشق و زمان دادن هست. چنانکه غذاهای ما باید جا بیفتند یا دم بکشند. این یعنی زمانی براش صرف میشه و این زمان از روی عشق و دوست داشتنه :) از اونجایی که ما ایرانیا وقت زیادی رو برای آشپزی صرف میکنیم، میتونیم در حینش کتاب بخونیم یا حتی از اول تا آخر پروسهی آشپزیکردنمون کتاب صوتی گوش بدیم. اینجوری از وقتمون بهتر استفاده میکنیم :)
چندتا غذا از شهرهای مختلف معرفی شد:
دوپیازه آلوی شیراز
و
بریونی و خورش ماست و دوغ و گوشفیل اصفهان.
من هیچکدوم از اینا رو امتحان نکردم،
ولی
واقعاً دوس دارم ببینم چجوریاند༼ つ ◕‿◕ ༽つ
راستی اگه این پُست رو خوندین خوشحال میشم بگید غذاهای خوشمزهی شهرتون چیا هستند :)))) من یک عدد شکموام و خیلی استقبال میکنم از این قضیه^^
بخش سوم برنامه آقای کاکاوند سخن میراندند:
در این بخش صحبت از این شد که چرا برخی شعرهای فارسی انقدر زیبا هستند و آدم حتی از خوندن هزاربارهشون لذت میبره؟ جناب کاکاوند این موضوع رو بیان کردند که علتش مقولههای مختلفی هست که در شعر فارسی وجود دارند. یکی از این مقولهها زبانه که از نظر فرم و محتوا بررسی میشه. یکی از مبناهای زیباییشناسی شعر فارسی قرینهپردازیه. کلا انسان به قرینهها علاقهی افزونی داره. مثلا خود بدن ما انگار یه خط تقارنی داره که بدن رو به دو بخش تقسیم میکنه. در مورد شعر، اگه دقت کنیم مفهومی داریم به نام بیت که از دوتا مصراع تشکیل شده. یا قافیه که در انتهای عبارت یا در انتهای نیم عبارت میاد. همهی اینا نشون میده ما به قرینهها توجه ویژهای داریم.
اگرچه قافیه در شعر کهن جزو وظایف هر شاعر بوده و شعر باید قافیه میداشته اما یه سری چیزهایی هم بوده که جزو موظفیهای شاعر نبوده. بهش میگیم: فضیلت شعر که شامل مهارت زبانی یا ظرفیتهاییه که شاعر به سلیقهی شعری خودش ایجاد میکنه.
مثلاً سعدی یه بیتی به شرح زیر داره:
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
در این ترکیب(مقابلِ روی) ما یه مصوت بلند آ داریم(در واژهی مقابل) و یه مصوت بلند او(در واژهی روی). سعدی در مصراع بعدی اومده اینو به یه نحو دیگه تکرار کرده(شمایلِ خوب) که شامل یه مصوت بلند آ(در واژهی شمایل) و یه مصوت بلند او(در واژهی خوب) میشه. یعنی اومده قرینه کرده دوتا مصراع رو. در حالی که وظیفهی شاعرانهاش نبوده. یا مثلاً چون در بگذار و بگذریم از "ذ" استفاده کرده، واژهی "دزدیده" رو در مصراع بعدی آورده که صدای "ز" شنیده بشه و بیت از حالت تعادل خارج نشه. اینا ظرافتهای شعر سعدیه که آشکارا دیده نمیشه و وقتی عمیقاً بررسی میکنیمش، تازه بهش پی میبریم. جناب کاکاوند میگفتند اینا به خاطر ذهن زیباییشناس سعدیه. هرکسی نمیتونه چنینکاری در شعرش انجام بده.
این قسمت رو با یک رباعی از خیام به پایان میبریم:
آن قصر که با چرخ همی زد پهلو
بر درگه آن شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگرهاش فاختهای
بنشسته همی گفت کوکو کوکو
*فاخته یه نوع پرندهست که میگه: کوکو. ولی اینجا منظورش به معنای کو؟ یعنی کجا؟ هم هست. پس ایهام داره و ببینید چقدر جالبه آخه :) با یه تیر دوتا نشون زده...
🌲 کتابهایی که ازشون اسم برده شد: چگونه از تنهایی لذت ببریم سارا میتلند، چگونه پیر شویم مارکوس تولیوس سیسرو، چگونه با طبیعت همراه شویم تریستن گولی، چگونه در عصر دیجیتال عقب نمانیم تام چتفیلد، چگونه بخوریم، بجنبیم، بخوابیم تام راث، یافتن معنا در نیمهی دوم زندگی جیمز هالیس و دربارهی رنگها لودویگ ویتگنشتاین.
*کتاب آخر رو خودم پیدا کردم و تو برنامه معرفی نشد.
*جناب شکوری توصیه کردند فیلمی که از John Stephen Akhwari منتشر شده رو ببینید.(مربوط به المپیک سال 1968 مکزیکوسیتی). تکاندهندهست.