058
مهمان این قسمت برنامه آقای امید مهدینژاد بود. تصور اینکه ایشون با چهرهای اینچنین جدی، طنزپرداز باشند یکم عجیبه :))) حالا بیشتر به این قضیه رسیدم که ظاهر آدما همیشه نشوندهندهی درونیاتشون نیست. به یه چیز دیگه هم دقت کردم؛ مدل سیبیلای آقای مهدینژاد و آقای صحت یکی بود، با این تفاوت که برای آقای صحت ادامهدارتر بود :)))))
زندگی حتی در غمانگیزترین لحظهها، یه وجه طنّازانه و خندهدار داره. اینو آقای صحت میگفت. یکی از دلایلی که خود ایشون وارد حیطهی طنز شده، همینه.
به خاطر کتابخون نبودنِ ما، تیراژ کتابها بسیار پایینه. بین پونصد تا هزارتا نسخه. این واقعاً غمانگیزه :)
یه بچهای رو آورده بودند توی برنامه که خیلی ناز بود :) ازش پرسیدند: «چرا کتاب خوندن خوبه؟» گفت: «اگه کتاب بخونیم، بخوانیممون خوب میشه :))))))))» "بخوانیم" و "بنویسیم" اسم کتابهای مرتبط با ادبیات و انشا تو دوران دبستان من بود. احتمالا هنوزم هست. منظورش از "بخوانیم" این بوده. و کلا رفتارش خیلی خانومانه و بزرگونه بود. باید ببینیدش تا متوجه بشید چی میگم.
گویا دو نوع شعر وجود داره: شعر مطبوع و شعر مصنوع. شعر مطبوع شعریه که در وجود شاعر میجوشه و همهاش رو به همون شکلی که احساسش میکرده و پشت سر هم بیان میکنه. شعر مصنوع شعریه که اگرچه ابتداش ذوق و قریحه بوده ولی باید روش کار بشه. واژهها باید چکشکاری و بالا و پایین بشن تا شعر ساخته بشه.
قدیما شعرها فقط شعر نبوده. یه جور رسانه بوده که باهاش دانش و اخبار مختلف رو هم منتقل میکردند. ولی امروزه شعر تقریبا فقط شعره.
🌲 کتابهایی که ازشون اسم برده شد: بچههای ننه بلقیس حمیدرضا ابک، رباعیات زنجیرهای شهرام شکیبا، جُف شیش سید محمد صاحبی، بامعرفتها ابوالفضل زرویی نصرآباد، فیضاً لَه ناصر فیض، ساسات رضا ساکی، شاقلوس امید مهدینژاد و دور دنیا با زیرشلواری عبدالله مقدمی.