045
مهمان این قسمت برنامه خانم سوگل طهماسبی بود. چهرهی ایشون یه طوریه که آدم میفهمه جنوبیه :) نمیدونم متوجه منظورم میشید یا نه. اما چهرهی جنوبیا یه شیرینی و گرمای خاصی داره که امضای خودشونه و مثل شخصیت خونگرم و مهربونشون، تو دل آدم حل میشن( ꈍᴗꈍ)
در مورد اینکه چرا جنوبیا انقدر خونگرماند صحبت شد. خانم طهماسبی گفتند: «چون تو جنوب مرزی بین خونهها وجود نداره.» شاید با خودتون بگید که یعنی چی؟ منظورش چی بوده؟ خانم طهماسبی در ادامه افزودند که توی جنوب، همهی همسایهها همدیگه رو میشناسند. مثلاً ممکنه یه روزی که همینجوری داری به سمت خونهتون میری، بوی قرمهسبزیِ همسایهی چندتا خونه اینورترتون چنان مستت کنه که دامنت از دست بره! در این مواقع میتونی بری در خونهشون رو بزنی و بگی که بچهی فلان خانواده هستی که پنج تا خونه اونورترشون زندگی میکنید و ازشون یه کاسه قرمهسبزی بخوای. البته فکر میکنم جنوبیا اونقدر سخاوتمند هستند که حتی اگه بچهی فلان خانوادهای که میشناسند هم نباشی، مهرشون رو ازت دریغ نکنند. چنین چیزی در شهرهای بزرگ خیلی دیده نمیشه. مثلاً ممکنه یه خانواده چندین سال توی یه واحد آپارتمان زندگی کنند و حتی همسایههای طبقهی بالا و پایینشون رو نشناسند. این از جهاتی ناراحتکنندهست. دنیا به خودی خودش هیچ ارزشی نداره. اما همین مهر و محبتها میتونه زندگی رو آسونتر کنه و اوقات آدما رو دلچسبتر و شیرینتر.
نمیدونم شما تا چه حد رونویسی کردن رو در دوران مدرسه دوست داشتید ولی باید اعتراف کنم یکی از کارهایی که تو اون دوران برام جالب بود، رونویسی کردن از کتاب فارسی مدرسه بود. در نتیجه من از اون آدمایی بودم که از اینجور مشقها لذت میبردم و بعد از انجام دادنشون احساس میکردم کار مفیدی انجام دادم :))))))) رونویسی رو اصلا دست کم نگیرید. با رونویسی کردن شما یک واژه رو دست کم دوبار میبینید. یک بار وقتی بهش نگاه میکنید و بار دیگه وقتی مینویسیدش. کلا مهر من از همون ابتدا شامل حال حروف الفبا و واژگان میشد(ノ^_^)ノ خانوم طهماسبی هم تعریف میکردند که وقتی نه سالشون بوده، از یه کتاب شعر قطور رونویسی کردند.
🌲کتابهایی که ازشون اسم برده شد: نشانیها سیدعلی صالحی، وقتی اثر هنری بودم اریک امانوئل اشمیت و کافکا در کرانه هاروکی موراکامی.