038
مهمان این قسمت برنامه آقای ابوالحسن داوودی بود. یه ژست بانمک و گوگولیای داشت. در کل حس خنثایی ازش گرفتم؛ یه حس خنثای متمایل به دوست داشتن.
خوندن همزمان چند کتاب با هم به شرط اینکه در حوزههای متفاوتی باشند، این مزیت رو داره که آدم وقتی از یکیشون خسته شد، بره سراغ اون یکی و یه جورایی اینا رو با هم به اتمام برسونه.
یه سری آدما هستند که همیشه توی یه مسیر حرکت میکنند، توی یه حوزه کتاب میخونند و اگر در راه درستی قرار بگیرند و درست پیش برن، تا انتهای عمرشون به حد خوبی از اون مسیر میرسند. ولی در مقابل، آدمایی هم هستند که پا به مسیرهای گوناگون میذارند، در حوزههای مختلف کتاب میخونند و دلشون میخواد تجربهی زیستی غنیتری داشته باشند. آقای داوودی جزو دستهی دوم بودند. طبق گفتهی خودشون موندن در جهت باد موافق آدم رو تنبل میکنه. مثلاً اگر در حوزهی کمدی یه فیلمی میساختند که موفق از آب درمیاومد، دفعهی بعدی میرفتند تو حوزهی درام یه فیلم میساختند. طبق برداشتی که من ازشون داشتم، آقای داوودی بیشتر از موفقیت، عاشق شکست خوردن بودند. چون وقتی آدم شکست میخوره، دنبال ارتقای خودش میره و خودش رو بهتر میکنه. اما وقتی به موفقیت میرسه، دیگه کمتر به فکر بهتر کردن کارش میافته. آقای داوودی هم میگفتند وقتی یه فیلمشون موفق از آب درمیاد، میترسند که در همین حد باقی بمونند و دیگه پیشرفت نکنند. برای همین سریع میرن سراغ یه ژانر دیگه و در اون ژانر تلاش میکنند.
این خیلی جالبه که آدم با خوندن کتاب میتونه توی ذهنش تصاویری بسازه. برای کارگردانها، نمایشنامهنویسها و فیلمنامهنویسها این تصاویر خیلی میتونه کمککننده باشه. اونا میتونند ازشون در نمایش یا فیلم و سریال خودشون بهره ببرند.
کتاب خوندن باعث میشه بتونیم چندین و چندبار بزییم و تجربههایی که خودمون نداشتیم رو زندگی کنیم. یکی از کتابهای مهمی که در این زمینه وجود داره، زندگینامهها هستند و چه حیفه که آدمای بزرگ بمیرند و زندگینامهای ازشون نوشته نشده باشه. گویی که تمام اون تجربیات ارزشمند و فوت و فنها رو با خودشون به گور میبرند. این به راستی غمانگیزه... پس مصاحبه کردنها با افراد بزرگ، شنیدن تجربیاتشون و سعی در نوشتن خاطرات و زندگینامهشون حتی توسط نویسندهی دیگری کار بسیار ارزشمندیه که امیدوارم هرکس توانش رو داره، سراغش بره. با این کار کمک خیلی بزرگی به بشریت میکنه و چندین و چند سال جلو میاندازتش.
متاسفانه فرهنگ کتابخوانی در ایران داره فراموش میشه. ما سعی کنیم به این دامن نزنیم. در کنار همهی کارهایی که در طول روز انجام میدیم، از کتاب دور نشیم؛ حتی شده باشه در حد خوندن یک صفحه.
🌲کتابهایی که ازشون اسم برده شد: با آخرین نفسهایم لوئیس بونوئل، قربانی کورتزیو مالاپارته، خزه هربر لوپوریه، مرگ کسب و کار من است روبر مرل، پابرهنهها زاهاریا استانکو و شوهر مدرسهای گوارسکی.