اپیزود سی و سه

مهمان این قسمت برنامه آقای رضا بهبودی بود. ایشون من رو بسیار یاد استادم انداختند. مشخص بود که انسان فرهیخته‌ایه و به قول آقای صحت دوست داشتم همچنان از هم‌نشینی باهاشون لذت ببرم.

چرا باید تئاتر ببینیم؟ آقای بهبودی از ارسطو نقل کردند که: «آدمی‌زاد از تقلید خوشش میاد و تقلید یکی از راه‌های فهم خویشتنه.» بازیگرهای تئاتر درواقع دارند نقشی رو بازی می‌کنند که احتمالا تو دنیای واقعی مشابهش وجود داره. یعنی اونا دارند تقلید می‌کنند و ما ممکنه با قسمت‌هایی از این تقلید همذات‌پنداری کنیم. تئاتر دیدن درواقع به تماشای خویشتنِ خویش نشستنه. این یعنی وقتی ما نمایشی رو می‌بینیم، به یه آگاهی و معرفتی از خود و جامعه‌مون می‌رسیم. با دیدن شباهت‌هایی که با شخصیت‌های نمایش داریم، با اون وجه آشنای خودمون -که اون شخصیت خاص بیدارش کرده- مواجه می‌شیم و با دیدن تفاوت‌هایی که با شخصیت نمایش داریم، با وجه دیگری از خودمون آشنا می‌شیم که برامون ناشناخته‌ست.

شاید براتون جالب باشه بدونید بازیگران تئاتر چه انتظاراتی از بیننده‌ها دارند. البته انتظارات سختی نیست. انتظارات بسیار ابتدایی‌ای هست که بالاخره یکی باید بهمون یاد بده. اگه خانواده‌مون این چیزا رو بهمون یاد ندادند، حداقل خودمون باید بریم دنبالش و یادشون بگیریم. آقای بهبودی می‌گفتند مخاطب تئاتر می‌تونه خالی‌الذهن باشه ولی حداقل یه سری آدابی رو رعایت کنه. خالی‌الذهن به معنی کودن نیست. بلکه به معنی کسیه که تا حالا تئاتر ندیده و اولین بارشه که اونجا حاضر شده. یعنی به عبارتی ذهنش از مفاهیم تئاتر تُهیه. حالا اون آداب چیا هستند؟ اول اینکه طرف با بغل‌دستی خودش صحبت نکنه. دوم گوشی رو جواب نده(بعضیا واقعاً همینقدر بی‌شعورند که تو سالن تئاتر تلفن صحبت می‌کنند!) و سوم گوشی‌اش رو نگیره دستش و هی شبکه‌های اجتماعی رو بالا و پایین نکنه! بعداً هم برای این کار وقت هست. اگه حوصله‌اش سر رفته، می‌تونه سالن تئاتر رو ترک کنه. اما وقتی تصمیم گرفته اونجا بشینه، باید این آداب رو هم رعایت کنه.

آقای بهبودی معتقد بودند که بعضی آدما فکر می‌کنند هیچ نیازی به کتاب خوندن ندارند. مثلاً یه نفر مطالعات زیادی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی داشته. ممکنه این شخص با خودش بگه: «من دیگه همه‌چیز رو در این حوزه می‌دونم و نیازی به مطالعه‌ی کتاب دیگه‌‌ای در این زمینه ندارم.» شاید در دید نخست این سخن بسیار هم منطقی به نظر برسه. اما همین شخص اگه باز به این حوزه روی بیاره و کتاب جدیدی بخونه، اگه با خودش صادق باشه، می‌فهمه چیزهایی بوده که نمی‌دونسته و بعد خوندن این کتاب بهشون پی برده. در هر صورت خیلی مهمه که بدونیم نیاز داریم به کتاب خوندن. نیاز داریم، می‌فهمی دوست من؟

دو بیت خیلی قشنگ از مولانا در این قسمت خونده شد که من هم اینجا می‌نویسمش:

ای بسا هندو و تُرکِ همزبان

ای بسا دو تُرک، چون بیگانگان

پس زبانِ مَحرمی، خود، دیگر است

همدلی از همزبانی بهتر است

🌲کتاب‌هایی که ازشون اسم برده شد: رویای نیمه‌شب تابستان شکسپیر، تاجر ونیزی شکسپیر، ریچارد سوم شکسپیر، ایرانیان آیسخولوس، افسانه‌های تبای سوفوکلس، مده‌آ اوریپید، زنان تروا اوریپید، زنان فنیقی اوریپید، فهم فلسفه: فلسفه در قرون وسطی و دوران تجدد جون ا. پرایس، فهم فلسفه: اندیشه در روزگار باستان و دوره‌ی یونانی مآبی جون ا. پرایس، فهم فلسفه: اندیشه‌ی معاصر جون ا. پرایس، فلاسفه‌ی بزرگ: آشنایی با فلسفه‌ی غرب برایان مگی، زندگی در سایه‌ی اساطیر جوزف کمبل، قهرمان هزار چهره جوزف کمبل، کامو: آرمان سادگی ایریس رادیش و ماه و آتش چزاره پاوزه.

*یه سری از کتاب‌ها رو خودم با جست‌وجو پیدا کردم و به صورت مستقیم اسم برده نشد.

*یک‌سری از این کتاب‌های فلسفی که اینجا نوشتم رو با ترجمه‌ی رضا علیزاده و عزت‌ا... فولادوند بخونید. این دوتا رو توی برنامه معرفی کردند.