029
مهمان این قسمت برنامه آقای دکتر امید روحانی بود. حقیقتش من فکر میکردم ایشون فقط بازیگره و تصورمم متاسفانه این بود که حتی بازیگر خیلی خوبی هم نیست :) اما بعد دیدن این قسمت متوجه شدم که اشتباه میکردم. حس منفیای که نسبت بهشون داشتم هم از بین رفت و برعکس فکر میکنم دلم میخواست بیشتر صحبتهاشون رو گوش کنم و کاش برنامه طولانیتر بود(个_个)
آدمایی که قدر زندگیشون رو میدونند و کارهای زیادی برای انجام دادن دارند، اولا ارزش زمانهاشون رو بیشتر میفهمند و دوم اینکه حتماً حداقل یه بار این پرسش از ذهنشون رد شده که «چطور میشه کمتر خوابید و بیشتر کار کرد؟» آقای دکتر روحانی در مورد مراحل مختلف خواب که شامل REM(خوابی که عمیق نیست) و Non REM(خواب عمیق) هست، صحبت کردند و گفتند که خودشون خیلی کم میخوابند. با این وجود این میزان خواب براشون کافیه. همچنین اشاره کردند که میزان خواب به عادت هم بستگی داره. مثلاً کسی که کل زندگیش با چهار ساعت خواب روزانه زندگی کرده، همون چهار ساعت براش کافیه و خستگیش کاملاً در میره.
داشتم به این میاندیشیدم که مطالعهی نظاممند خیلی خوبه. اما مسئله اینجاست که فکر میکنم حداقل در مورد خودم تو دور اول مطالعه اتفاق نمیافته. یعنی کسی که تازه داره شروع میکنه به کتاب خوندن جدی، اگه پراکنده و از موضوعات مختلف بخونه بهتره. وقتی تقریباً به هر حوزهای یه کوچولو وارد شد، اونوقت میتونه تصمیم بگیره نظاممند بره جلو. اون موقع حتی شناختش از حوزههای مختلف و کتابهایی که تو هر حوزه به درد میخوره بیشتر شده و بهتر میتونه تصمیم بگیره. حالا این نظر منه. ممکنه یکی دیگه جور دیگهای فکر کنه.
شاید براتون جالب باشه که بدونید آقای دکتر موبایل نداره :))))) خدای من، ایشون داره زندگیای رو که من همیشه آرزوشو داشتم، تجربه میکنه، بدون موبایل! تو دورهای زندگی میکنیم که توی جبر داشتن فضاهای مجازی و موبایل به سر میبریم. حالا شماها به فکر اینید که دوس پسراتون براتون آیفون 16 بخرند ولی من از آیفون 16 خوشحال نمیشم. من از هدیههای گرون قیمت خوشحال نمیشم. از هدیههای ارزون قیمت هم خوشحال نمیشم. یعنی اصلا قیمتش مسئلهی من نیست. هدیهای که فکری پشتش نباشه، برای شخص من شخصیسازی نشده باشه و معنایی برام نداشته باشه، نزد من هیچ ارزشی نداره. دارم به این فکر میکنم که اگه در حال حاضر دوسپسری داشتم، بنده خدا از کجا میخواست بفهمه چی باید برام بخره؟ :))))))))) البته اگه میخواست همین چیزهای معمول که بقیه برای هم میخرند رو بخره که همون بهتر نمیخرید. ببین بحث رو به کجا رسوندم! هیچکس از آینده خبر نداره. شاید یه روزی مجبور شدم آیفون آخرین مدل برای خودم بخرم. شاید یه روز توی جبر خریدن این چیزا قرار گرفتم، مثل حالا که تو جبر داشتن موبایل قرار گرفتم. ولی حداقل میدونم اصلا خوشم نمیاد یکی دیگه رو تو زحمت بندازم که اون برام بخره. امیدوارم هیچوقت نظرم عوض نشه. امیدوارم هیچوقت به کسی امید نبندم و اگه چیزی هم میخوام، خودم به دستش بیارم.
آقای دکتر معتقد بود شبکههای اجتماعی دارند جهان رو زرد میکنند. مردم رو دارند یه شکل میکنند. همچنین گفتند که از تلگرام و اینستاگرام، هم وحشت دارند هم نفرت.
تو قسمت قبلی به این موضوع اشاره کردم که چرا سروش صحت توی عکسا کامل میافته ولی اون مهمونهای بینوا در حاشیه. آقای دکتر هم به این توجه کردند و من برگام ریخت :))))))))))) به این نتیجه رسیدم که سروش چقدر انتقادپذیره. هرکی هرچی بهش میگه، بهش فکر میکنه. اگه منطقی باشه میپذیره و دائما خودشو بهتر میکنه. این نشونهی یه انسان رشدیافتهست.
🌲 کتابهایی که ازشون اسم برده شد: غرور و تعصب جین آستن، عقل و احساس جین آستن، اِما جین آستن، شرلی شارلوت برونته، مستأجر وایلدفل هال آن برونته، پاردایانها میشل زواگو، غرش طوفان الکساندر دوما، آتیلا رهبر هونها لویز دوول، تئوفانیا والتر فریدریش اتو، گیتا دختر کولی هدایتا... حکیمالهی، شرح سودی بر حافظ، حافظ بهاالدین خرمشاهی و کتابهایی که آقای ذبیحالله صفا دربارهی حافظ نوشتند.
*یه سری از این کتابها به صورت مستقیم نام برده نشدند. خودم با جستوجو پیداشون کردم.
*به نظر میرسه آقای ذبیحالله صفا آدم خفنی بوده. کتابهای زیادی هم نوشته. خواستید بیشتر دربارهشون بخونید.