اپیزود بیست و چهار

مهمان این قسمت برنامه آقای دکتر مسعود صابری بود؛ متخصص جراحی مغز و اعصاب. نظر خاصی نسبت بهشون نداشتم. آقای صحت معتقد بود جناب دکتر، فرد خوش‌سخنی هستند ولی به نظر من سروش‌جان خودش خوش‌صحبت‌تره⁦¯⁠\⁠_⁠(⁠ツ⁠)⁠_⁠/⁠¯⁩

کالری سوزوندن برای بدن ما از دو ذخیره‌ی انرژی صورت می‌گیره؛ چربی و کربوهیدرات. مغز تنها جایی از بدنه که انرژی خودش رو فقط از کربوهیدرات تامین می‌کنه. کتاب خوندن اصولی، یعنی کتاب خوندنی که همراه با تفکر و پردازش باشه، از آدم انرژی می‌گیره و مثل ورزش به شمار میاد. پس می‌تونه اندکی توی کم کردن وزن تأثیر داشته باشه⁦╮⁠(⁠.⁠ ⁠❛⁠ ⁠ᴗ⁠ ⁠❛⁠.⁠)⁠╭⁩ البته چیزی جای ورزش رو نمی‌گیره. فکر نکنید اگه کتاب بخونید و ورزش نکنید کافیه.

دو تا بیماری هستند که بشر امروز خیلی در معرض مبتلا شدن بهشون هست. یکی آلزایمر و دیگری دِمانس یا همون زوال عقل. برای جلوگیری از ابتلا به این دو بیماری کتاب خوندن، شعر حفظ کردن و جدول حل کردن کمک‌کننده‌ست. یعنی همین کتاب خوندنی که پردازش توی مغزتون داشته باشه، کمک می‌کنه شانس ابتلا به چنین بیماری‌هایی در شما پایین بیاد. لطفاً این رو به عزیزانتون هم بگید.

تک‌بُعدی زندگی کردن نمی‌تونه خیلی جالب باشه. در کنار رشد دادن یه بُعد از خودتون، به بُعدهای دیگه هم توجه کنید و ازشون غافل نشید. مثلاً شما یه نویسنده‌ی موفق هستید. اما به موسیقی هم بپردازید. ورزش هم بکنید. به معنویات و هرچیزی که حال روحتون رو خوب می‌کنه مثل مدیتیشن هم توجه کنید. سواد عاطفی خودتون رو هم بالا ببرید و... وقتی به زندگی بیشتر آدمای موفق هم نگاه کنید، می‌بینید آدم‌های چندبُعدی‌ای بودند.

آدم هرچی بزرگتر می‌شه، دغدغه‌ها و مشکلاتش هم بیشتر می‌شه. شاید حتی به حدی برسه که دیگه وقت نکنه کتاب بخونه. بنابراین اگه در زمان نوجوانی یا جوانی‌تون هستید و وقت دارید، فرصت خیلی خوبیه که خیلییییییییی کتاب بخونید. یعنی تا جایی که می‌تونید از این فرصت استفاده کنید. البته آدم بزرگا هم می‌تونند کتاب بخونند. اینا بهانه‌ست. کسی که بخواد کتاب بخونه، یه فرصتی براش پیدا می‌کنه تو طول روز.

اگر می‌خواهید بچه‌تون چیزی رو یاد بگیره، زمانش همون دو سه سالگی‌اش هست :) مثلاً اگه می‌خواهید موسیقی یاد بگیره از همون دوران باید به فکرش باشید. کسی که پنجاه سالش شده دیگه خیلی سخت می‌تونه خودش رو با چیزهای جدید هماهنگ کنه. البته این حرف یه مقدار ناراحت‌کننده‌ و شاید تا حدی ناامید‌کننده‌ست. چون ممکنه والدین ما این کار رو در حق ما نکرده باشند. نه از روی عمد بلکه از روی ناآگاهی. اما خب یه ضرب‌المثل عربی هست که می‌گه یاد گرفتن چیزی در کودکی مثل حک شدن نقشی بر سنگه. تغییر برای آدم بزرگا سخته، خیلی سخت ولی نشدنی نیست در هر صورت. پس ناامید نباشید.

در مورد نحوه‌ی درست نشستن حین مطالعه صحبت شد که بهتره خودتون ببینید. فقط یه نکته‌ای که جالب بود و دلم می‌خواست ثبتش کنم این بود که بهتره نور از سمت چپ بتابه.

و جمله‌ای که آقای دکتر گفت و من خیلی دوسش داشتم این بود که «چرا فقط به مفاخرمون و آنچه قبلاً داشتیم بنازیم و نه به چیزی که الان هستیم؟» این البته مصداق ملی داره ولی می‌تونیم شخصی هم برداشتش کنیم. مهم نیست من قبلاً کی بودم و چی داشتم. مهم اینه که الان کی‌ام و چی دارم. بنابراین از گذشته باید مثل یه پله‌ای برای بالا رفتن ورژن الانمون استفاده کنیم.

🌲 کتاب‌هایی که ازشون اسم برده شد: مایسا کوچولو فاطمه وزیری، ماجراهای تن تن هرژه، بامداد خمار فتانه حاج سیدجوادی، سنگی بر گوری جلال آل احمد و آواز نیمه‌شب داوود غفارزادگان.

*یه سری کتاب تخصصی پزشکی هم معرفی شد که به نظرم به درد مخاطب عام خیلی نمی‌خوره. من اینجا نیاوردمشون. اگه خودتون علاقه دارید ببینید.