اپیزود بیست و سه

مهمان‌های این قسمت برنامه دو تا حاج‌آقای دوقلو بودند، محمودرضا و محمدجواد دهقانی تفتی. لبخندهای سرزنده‌ای داشتند و به نظرم بامزه اومدند.

من قبلاً هم اینو می‌دونستم که دوقلوها به ویژه دوقلوهای همسان هم از نظر روحی و عاطفی و هم ذهنی شبیه هم‌اند ولی به این ملموسی ازش آگاه نبودم. این دوتا اینجوری بودند که حتی فکرها و حرف‌هاشونم شبیه هم بود و می‌گفتند با هم تله‌پاتی دارند. تله‌پاتی مسئله‌ی عجیبیه دوستان. باید تجربه‌اش کنید تا متوجه بشید چی می‌گم. حس شیرینیه در کل :)

کتاب‌باز این قسمت رو تقدیم کرد به گشاینده‌ی درها به سوی نور، به مبلغان کتاب. درواقع کسانی که اون شوق رو در ما زنده کردند که به سوی کتاب خوندن کشیده بشیم🥹 تقدیمِ قشنگی بود.

شما رو نمی‌دونم ولی از دید من کافه کتاب‌ها جاهای جذابی هستند. یه مدت خیلی بهش فکر می‌کردم. در طول برنامه صاحب یه کافه کتاب از برنامه‌ی هفتگیشون می‌گفت. اینکه یه روز در هفته به هرکسی که بیاد اونجا و یه ساعت کتاب بخونه، سرویس رایگان می‌دن. یا مثلاً جلسات کتابخوانی و نمایشنامه‌خوانی داشتند. این می‌تونه ایده‌ی خوبی باشه. مثل اینکه یه جایی هم توی مشهد هست به اسم کتاب‌تِریا که می‌شه رفت و کتاب خوند و از دمنوش‌های مختلفشون به صورت رایگان نوشید.

قیافه‌ی سروش صحت وقتی ازشون پرسید: «شما Stand-up Comedy انجام می‌دید؟» خیلیییی خوب بود :))))))))

🌲 کتاب‌هایی که ازشون اسم برده شد: حرکت علی صفایی حائری، پیرمرد صد ساله‌ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد یوناس یوناسون و یک عاشقانه‌ی آرام نادر ابراهیمی.

*کتاب‌های بیشتری معرفی شد. اینا به نظر من جالب‌تر بودند.

*به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم