022
مهمان این قسمت برنامه آقای رضا جاودانی بود. حسم این بود که ایشون به عنوان یه وکیل، فرد بسیار کسلکنندهای هستند، اما به عنوان یه گزارشگر فوتبال آدم جالبی هستند. دلیلش هم اینه که آدم وقتی کاری رو انجام میده که مجبوره انجامش بده یا صرفاً یه منافعی براش داره، تبدیل به یه جسم بیروح کسلکننده میشه. در حالی که شوق و اشتیاقِ همون آدم به چیزی که دوست داره، شنونده رو به دنبال کردنش تشویق میکنه. به نظرم ایشون نمونهی بارزِ «در کنار درسِت علاقهات رو هم دنبال کن» هستند :) کاش آدم بتونه همهی تمرکزش رو بذاره روی علاقهاش. آهِ عمیقی میکشم، خیره میشم به رو به روم و به جبری که بسیاری از آدما گرفتارشند فکر میکنم...
آقای صحت در جایی از برنامه از آقای جاودانی پرسیدند که به نظر شما اگه قرار باشه کتابی در مورد فوتبال نوشته بشه، بهتره به کدوم بازیکنان پرداخته بشه؟ به عبارتی کدوم قشر، حرف جالبتری برای گفتن میتونه داشته باشه و یه جورایی از چشم آدما دور مونده؟ آقای جاودانی گفتند: «دروازهبان». ایشون معتقد بودند که بازیکنان خط حمله بیشتر از همه توی چشماند و بیشتر از همه به اونا پرداخته میشه. در حالی که آقای صحت باور داشتند خط دفاع مظلومتره، آقای جاودانی دروازهبان رو آخرین سنگر نامیدند :) [جملهی آخرم شبیه گویندههای اخبار شد. وی خاطرنشان کرد که...]
🌲 کتابهایی که ازشون اسم برده شد: روزی روزگاری فوتبال دکتر حمیدرضا صدر، خواجهی تاجدار ژان گور، سینوهه میکا والتاری، خداوند الموت پل آمیر، قصههای خوب برای بچههای خوب مهدی آذریزدی، داستان کودکی من چارلی چاپلین و با آخرین نفسهایم لوئیس بونوئل.