019
مهمان این قسمت برنامه آقای رشید کاکاوند بود. ایشون با اون لحن دلربا و قشنگشون موقع شعر خوندن، کسیه که به نظر من میتونه آدما رو به شعر علاقهمند کنه، حتی نسل جدید رو. بنابراین احترام زیادی براشون قائلم(ʘᴗʘ✿)
اگر اندکی تیزبینی به خرج بدی، متوجه میشی که سعدی پشت شعرها و نوشتههاش دیده میشه. وجود مولانا هم در لابهلای ابیاتش مشهوده. اما حافظ چی؟ حافظ در کنار ابیاتش "نیست". به این پدیده میگن: مرگ مولف. ابیات حافظ صراحت ندارند که فقط توی یه موقعیت خاص بشه ازشون بهره برد. وقتی صراحت توی کلامی نباشه، برداشتهای آدما ازش میتونه متفاوت بشه. استادمون اینجور مواقع میگفت: «به آدما امکان تفسیر میده». برای همینه که فال گرفتن از شعر حافظ معنی داره و برای موقعیتهای مختلف میتونه درست از آب دربیاد. پُل والِری میگه: «شعر نُتی است که خواننده آن را اجرا میکند».
یکی دیگه از ویژگیهای شعر حافظ اون طنز زیرپوستیایه که داره. به قول استاد کاکاوند: «طنزی که هیاهو نمیکنه و آدم رو غش غش به خنده نمیاندازه». اما اگه لایههای مختلف کلام حافظ رو درک کنی، اون طنز رو هم درمییابی.
این قسمت باعث شد به این فکر کنم که توی این مرز و بوم چه شاعران بزرگی سر بر آوردند. شاعرانی که جهانیان در برابرشون سر تعظیم فرود میآرن، هنوز که هنوزه. باید این رو بپذیریم که ما ملت شعریم، از خیلی وقت پیش تا همین امروز. انگار سرشت ما رو با شعر آمیختند. این رو میشه از مهرمون نسبت به شعرهای کلاسیک یا حتی معاصر کاملاً دریافت. برای همینه که توی خونهی خیلیامون یه دیوان حافظ پیدا میشه.
ترم دوم سوم کارشناسی که بودم، ادبیات فارسی برداشتم. استادمون برای پایان ترم بهمون گفته بود، نیمهی نخست دیوان حافظ رو بخونیم. بخش شفاهی امتحان پایانی اینجوری بود که یه شعر رو از همون نیمهی نخست انتخاب میکرد و ما باید درست از روش میخوندیم. یه جورایی امتحان روخوانی حافظ بود ولی خیلی به من لذت بخشید این پروسه. تو همین بین با بچههای کلاس یه سایت خوبی رو پیدا کردیم که غزلیات حافظ رو قشنگ اعرابگذاری کرده بود و مطمئن بودیم که درسته. به علاوه نمونههایی از خوانش هر شعر رو هم گذاشته بودند. این سایت رو توی قسمت پیوندها لینکش میکنم که اگه دوست داشتید بهش سری بزنید◉‿◉
دیوان حافظ به طور کلی منو یاد زمانی میاندازه که راهنمایی بودم و توی مسابقات مشاعرهی مدرسه شرکت میکردم. برای اینکه بتونی توی مشاعره موفق باشی باید یه عالمه شعر حفظ کنی و بهتره این ابیات رو به صورت دستهبندیشده بر اساس حروف الفبا حفظ کنی. من اون زمان دیوان حافظ رو ورق میزدم و غزلهایی که به دلم مینشست رو حفظ میکردم. مثلاً این شعر رو یادمه خیلی دوست داشتم:
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
غزلی که استاد کاکاوند توی این برنامه خوندند هم این بود:
مرا به رندی و عشق، آن فضول عیب کُنَد
که اعتراض بر اسرارِ علمِ غیب کُنَد
کمالِ سِرِّ محبت ببین، نه نقصِ گناه
که هر که بیهنر اُفتَد، نظر به عیب کُنَد
ز عطرِ حورِ بهشت آن نَفَس برآید بوی
که خاکِ میکدهٔ ما عَبیر جِیب کُنَد
چنان زَنَد رَهِ اسلام غمزهٔ ساقی
که اجتناب ز صهبا، مگر صُهیب کُنَد
کلیدِ گنجِ سعادت قبولِ اهلِ دل است
مباد آن که در این نکته شَکُّ و رِیب کُنَد
شبانِ وادیِ اِیمن گَهی رسد به مراد
که چند سال به جان، خدمتِ شُعیب کند
ز دیده خون بِچکانَد فِسانهٔ حافظ
چو یادِ وقتِ زمانِ شَباب و شِیب کُنَد
🌲 کتابهایی که ازشون اسم برده شد: افسانهی باران نادر ابراهیمی و یوزپلنگانی که با من دویدهاند بیژن نجدی.
🌿فیلمهایی که ازشون اسم برده شد: چه سرسبز بود درهی من جان فورد، کازابلانکا مایکل کورتیز و مردی برای تمام فصول فرد زینمان.
* پست امروز رو زودتر نوشتم تا کسانی که میخوان دنبال کنند، راحتتر باشند و چون میدونستم کار دارم و ممکنه باز هم دیر بشه، این کار رو کردم. لطفاً استفاده کنید💚