اپیزود هجده

مهمان این قسمت برنامه آقای محمد سرشار بود. راستش نظر خاصی در موردش نداشتم. حتی توی یه جمله هم نمی‌شه تعریفش کرد :)

آدما اگه کتاب بخونند، می‌تونند با هم گفت‌وگو کنند. منازعاتشون هم کمتر می‌شه. از اون طرف هرچی کمتر کتاب بخونند، گفت‌وگوی خاصی بینشون نمی‌تونه شکل بگیره. یا حداقل گفت‌وگوی آنچنان مفیدی نخواهد بود. من فکر می‌کنم بیشتر به این قضیه مربوط می‌شه که هرچی آگاهی آدما بیشتر بشه، تعصبشون کمتر می‌شه و با گارد کمتری می‌تونند در مورد نظرات مخالف خودشون "شنونده" باشند.

برای علاقه‌مند کردن کودکان به کتاب، یه کار موثری که می‌شه انجام داد اینه که بدونیم اون کودک به چی علاقه داره. مثلاً اگه به فوتبال علاقه داره، در ابتدا می‌تونیم یه دانشنامه‌(دایرةالمعارف) فوتبالی براش تهیه کنیم با کلی عکس که این بچه شروع کنه به ورق زدنش. عادت کنه که کتاب رو دستش بگیره. وقتی اونو خوند، مثلاً زندگینامه‌ی یه بازیکن فوتبال رو بخونه که تهش ده تا عکس داره. بعد بریم سراغ رمان‌های طولانی‌تر که عکس هم ندارند. به این شکل اون بچه با کتاب آشنا می‌شه و همینجوری می‌تونه ادامه بده. همچنین یه سری از مردم نظرشون این بود که کتاب برای بچه‌های خیلی کوچیک باید طوری طراحی بشه که بتونند باهاش بازی کنند. مثلا یه سری کتاب‌هایی هستند تحت عنوان "کتاب حمام". جنسشون پلاستیکیه که خیس نمی‌شن و اون بچه می‌تونه باهاش بازی کنه :))))))) خیلی جالب بود. چه چیزا اومده... به حق چیزای ندیده⁦¯⁠\⁠_⁠(⁠ツ⁠)⁠_⁠/⁠¯⁩

آقای سرشار شیفته‌ی کتاب‌هایی بود که راوی‌شون دانای کل نیست. این یعنی زاویه دید بیرونی. انگار راوی هم مثل خواننده بیرون از شخصیت‌هاست و از افکار و درونیاتشون خبر نداره. آقای صحت اضافه کرد که همینگوی هم معتقد بوده از کمترین میزان صفت برای توصیف آدما و اشیا باید استفاده کرد. اینجوری خود خواننده با خوندن بیشتر می‌تونه اون صفت رو بفهمه. اینطور کتاب‌ها چون نیاز به تفکر بیشتری دارند، مخاطب‌های کمتری خواهند داشت اما آدمای باهوش‌تری رو به سمت خودشون می‌کشند.

گویا آقای سرشار در مورد میزان مطالعه پژوهش کرده بودند و به این نتایج رسیده بودند:

🔅هرچی خانواده توی یه جامعه‌ای پررنگ‌تر باشه، به این معنا که همزیستی جمعی با هم داشته باشند، میزان مطالعه توشون کمتره. چون اینجور خانواده‌ها بیشتر وقت رو برای معاشرت و صحبت کردن می‌ذارند. از طرف دیگه هرچی جامعه‌ای فردگراتر باشه و افرادش منزوی‌تر، میزان مطالعه درشون بالاتره مثل کشورهای شمالی اروپا.

🔅از اون طرف هرچی میزان مطالعه‌ی تکلیفی یعنی درسی زیادتر باشه، طبیعتاً مطالعه‌ی غیردرسی کاهش پیدا می‌کنه. ذهن اون دانش‌آموز یا دانشجو طبیعیه که خسته می‌شه و دیگه آمادگی پذیرش مطالب دیگه‌ای رو نداره.

🔅همچنین با توجه به اینکه شیوه‌های انتقال اطلاعات خیلی متنوعه، کتاب یه جورایی بینشون گم می‌شه. ولی فراموش نکنیم که عمق کتاب رو تلویزیون و فضاهای مجازی نمی‌تونند داشته باشند :)

در این قسمت کتاب‌هایی که معرفی شد، بیشتر برای کودک و نوجوانه.

🌲کتاب‌هایی که ازشون اسم برده شد: نگو نمی‌توانم محمدرضا سرشار، سه‌گانه‌ی ارباب حلقه‌ها جی. آر. آر. تالکین، کوه‌های سفید جان کریستوفر، شهر طلا و سرب جان کریستوفر، برکه‌ی آتش جان کریستوفر، وقتی سه‌پایه‌ها به زمین آمدند جان کریستوفر، کودک، سرباز، دریا ژرژ فون ویلیه، میگل جوزف کرامگولد، تیستو سبز انگشتی موریس دروئون، سرافینا و شنل سیاه رابرت بیتی، اتوبوس مدرسه مری کتلین هریس، بچرخ تا بچرخیم محمد سرشار و جام جهانی در جوادیه داوود امیریان.

*امروز خیلی کار داشتم و فرصت نکردم زودتر درباره‌اش بنویسم :)