اپیزود دوازده

مهمان این قسمت برنامه آقای احمد دهقان بود. در یک جمله آدم تاثیرگذاری بود.

صحبت از بازنویسی متون شد و آقای دهقان معتقد بود که با بازنویسی، داستان قوام میاد، شخصیت‌ها سر جای خودشون قرار می‌گیرند و کلا همه‌چی درست می‌شه. خیلی از نویسنده‌ها هم قبل انتشار داستان‌هاشون اونا رو چندبار بازنویسی می‌کنند.

نویسنده‌ی محبوب آقای دهقان تالستوی بود. می‌گفت نویسنده‌ایه که چیزی برای ارائه داره. مخاطب‌ها دنبال این هستند که یه چیزی گیرشون بیاد و تالستوی به خوبی می‌تونه این کار رو بکنه. در حالی که ادا هم درنمیاره و خودشه.

یه موضوع جالب دیگه این بود که بسیاری از نویسندگانی که در مورد جنگ نوشتند، کسانی بودند که خودشون توی جنگ حضور داشتند ولی آقای دهقان کتاب نشان سرخ دلیری از استیفن کرین رو معرفی کردند که درباره‌ی جنگه ولی نویسنده‌اش توی جنگ حضور نداشته. یعنی این تابو که نویسنده‌ی جنگ حتماً باید توی جنگ حضور داشته باشه تا بنویسه، باید شکسته بشه. البته طبیعتاً کار همچین نویسنده‌ای سخت‌تره. چون بدون تجربه کردن باید جوری بنویسه که همونطور تأثیر بذاره که کسی از تجربیاتش نوشته باشه.

از شهید رجب محمدزاده اسم برده شد که توی جریان جنگ ایران و عراق یه خمپاره می‌خوره به صورتشون و صورتشون رو به طور کلی از دست می‌دن و سی سال به خاطر این قضیه از خونه بیرون نمی‌رن. پسرشون تعریف کرده بوده که بابای من با ما سر سفره غذا نمی‌خورده که ما اذیت نشیم. چون فقط با نی می‌تونسته غذا بخوره. و همچنین بیان کرده که شهید محمدزاده خیلی سالاد شیرازی دوست داشته ولی سی سال نتونست بخوره :) واقعاً نمی‌تونم شدت دردناک بودن قضیه رو با این چندتا واژه‌ی حقیر انتقال بدم. توی جنگ، یه سری آدما و خانواده‌هاشون خیلی تاوان‌های سنگینی می‌دن و ما همیشه مدیونشون هستیم...

🌲 کتاب‌هایی که ازشون اسم برده شد: برباد رفته‌ مارگارت میچل، لاتاری شرلی جکسن، سفر به گرای 270 درجه احمد دهقان، من قاتل پسرتان هستم احمد دهقان، جنگ و صلح تالستوی، آنا کارنینا تالستوی، وداع با اسلحه ارنست همینگوی، نشان سرخ دلیری استیفن کرین، برادران کارامازوف داستایفسکی، ابله داستایفسکی و ابن بطوطه محمدعلی موحد.