مخدوش
قبلاًها خیلی راحتتر با همکلاسیام دوست بودم و باهاشون صحبت میکردم. قبلاًها که میگم منظورم دوران مجازی بود. حالا که دانشگاه حضوری شده اما در دورترین حالت ممکن ازشون قرار دارم و تقریباً از هیچکدومشون خوشم نمیاد :) قاعدتاً مگه نباید برعکس میشد؟ :))))))
+کاش همون دختر خونگرم بودم که با همه خوبه اما درواقع من الان یه دونه برفم که پُره از نفرت نسبت به خیلی از آدما...
++استادمون امروز میگفت آدمایی که وقتی در ارتباط با دیگران قرار میگیرند خوشحال میشن، درونشون مخدوش نشده. لبخند زدم :) من همونیام که از ارتباط با خیلیا نه تنها خوشحال نمیشم بلکه آشفته میشم. چه درونِ مخدوشی! :)