94
سلامتی:
از آن روزهایی بود که رفتم دانشگاه ولی حالم خوب نبود و نتوانستم همه کلاسهایم را بگذرانم و برگشتم خانه. هیچ چیز ارزش سلامتی را ندارد. من این را باور دارم. کافیست یک سردرد ساده یا یک حالت تهوع ساده بگیری تا بفهمی سلامتی تا چه اندازه ارزشمند است و اگر نباشد به سادگی زندگی روزانهات را مختل میکند.
لطفاً وقتی در مترو یا بیآرتی هستید، ماسک بزنید. حتی اگر بیمار نیستید. به خاطر اینکه بعضی آدمها فرهنگ لازم را ندارند که اگر مریض هستند ماسک بزنند و میتوانند شما را هم مریض کنند و از کار و زندگی بیفتید. باید به فکر خودتان باشید و پیشگیری کنید. به علاوه اینکه ویروس جدیدی آمده است. دستهایتان را مرتب با مایع دستشویی یا آب و صابون بشویید و تا حد امکان بکوشید دستتان را به بینی و دهان و به طور کلی صورتتان نزنید. و لطفاً اگر عطسه میکنید جلوی دهانتان را بگیرید😑
آمدم خانه و اندکی خوابیدم و بهتر شدم. دلهرهها و نگرانیهایم بیشتر شدهاند :) دوران دانشگاه به طور کلی برایم پر از استرس بوده است. امیدوارم به خیر بگذرد.
اندکی احساس بیکفایتی میکنم :) راه حلش را میدانم ولی چیزی هنوز نتوانسته آنقدر اشتیاق در من ایجاد کند که به طور جدی برایش کاری انجام بدهم... غمانگیز است...
یک استاد کودن داریم که نام مرا هنوز پس از گذشت 6 ترم نمیداند. با اینکه تقریباً همیشه در کلاسش حضور داشتم و تعدادمان هم خیلی زیاد نیست. یعنی این شخص تقریباً همه را میشناسد به جز من. از او بدم میآید... به راستی و به میزان زیاد بدم میآید :)