کلیک

دریافتم که بهار زیباست و پُر از روشنی به ویژه اگه گرم نباشه :)

گمان می‌کنم دیگه زین پس تنها باید با تابستون کنار بیام...

نواخته‌‌های استاد فریبرز لاچینی حس نرم و آرومی دارند و خب به گمان من دوست‌داشتنی هستند.

دیشب اجی بهم می‌گفت که از صبح تا شب بیرون بوده و کلی خسته شده. بهش گفتم این وضعیت تو رو من دست کم دوبار در هفته تجربه می‌کنم. اگه تنها بخوای به سختیش بیندیشی که باید همیشه غُر بزنی. اما تو این سخت‌کوشی رو برگزیدی تا بهتر بشی. بهبود تو چیزیه که می‌تونه این دشواری‌ها رو برات شیرین کنه❤️

روزهای دشواری رو می‌گذرونم اما اونا رو خیلی زیباتر از روزهای بیکاریم که پُر از کلافگی و بی‌حوصلگی بود می‌یابم. بیکار که باشی، فکر و خیال می‌کنی و حال خودت رو بدتر. پس بکوش که روزهات رو پُر کنی از کار. زیبنده‌تر میشه اگه اون کارها، کارهای مورد علاقه‌ات هم باشند.

شادم از اینکه خودم رو از حوزهٔ رشتهٔ تجربی بیرون کشیدم. مهربان باید می‌رفت دنبال جوهرهٔ وجودش. نه چیزی که حتی براش جالب هم نبود. چون اینجوری انگار به اون جوهره که تنها در مهربان هست فرصت شکوفایی نمی‌دادم، انگار اون جوهره هدر می‌رفت.

این روزا برخی رفتارا غمگینم کرد. مثلاً دیروز دیدم که یکی از هم‌کلاسی‌هام سر کلاس یه کتاب دیگه جلوش باز کرده بود و به نظرم خیلی جالب اومد. بیشتر شبیه یه واژه‌نامهٔ آلمانی بود. بعد کلاس ازش پرسیدم که اون کتابه فلان نمایشنامه بود که قراره ارائه بدی؟ با یه نگاه خیلی جدی و بی‌حوصله و حتی تا حدی تحقیرآمیز در حالی که تو چشماش جملهٔ "به تو ربطی نداره" رو ریخته بود، گفت: نه! همین. دیگه هیچی نگفت. و من به راستی برگام ریخته بود از این رفتار :))))) دلیل شگفتی من بیشتر این بود که این آدم اصلا چنین شخصیتی نداشت و در حد توانش همیشه به بقیه یاری می‌رسوند. با خودم گفتم شاید امروز حالش خوب نیست و گذشتم.

به گمان من کلاسی که آدماش همدیگه رو صرفاً یه رقیب و دشمن می‌بینند و به هم یاری نمی‌رسونند به هیچ‌جا نمیرسه. یادمه سال کنکور اونایی که خیلی می‌خوندند و همیشه داشتند تست می‌زدند، کتاب‌های تستشون رو با روزنامه جلد می‌کردند که مشخص نشه چه کتابی دستشونه. تا مبادا یکی دیگه بره همون کتاب رو بگیره و تستاشو بزنه :) البته اونا توی کلاس ما نبودند ولی به هرحال برخی آدما اینجوری اند :)))) اگه یاری برسونی، یه جایی که به یاری نیاز داری، حتی شده یه دست دیگه دستتو می‌گیره پس اصلا گمان نکن که کمک‌هات جای دوری میره.

دلم میخواد یه کار نو انجام بدم. حالا ببینم چطور میشه :)