امروز تصمیم گرفته بودم یکی از خط‌های مترو که تازه باز شده رو سوار شم تا بیازمایم که آیا به راستی راه افتاده یا نه و خوشحالم از تصمیمی که گرفته بودم. از یه دخترخانومی دراین‌باره چیزهایی پرسیدم و وقتی می‌خواستم پیاده شم با خوش‌رویی بهش گفتم: ممنونم از راهنمایی‌تون، خداحافظ :) و اون هم با لبخند گفت: خواهش می‌کنم :) راستش حس کرده بودم خیلی زشته که همینجوری بدون سپاسگزاری و خداحافظی برم... اما می‌خواستم به خاطر اینکه خجالت می‌کشیدم همینجوری برم. خیلی وقتا اگه کاری رو باید انجام می‌دادم و ندادم از روی بی‌ادبیم نبوده بلکه به خاطر خجالت بوده. ای کاش آدمای بیشتری اینو بفهمند و این احتمال رو هم برای بعضی رفتارها در نظر بگیرند :) واقعاً به خودم غلبه کردم و اون چیزی که باید می‌گفتم رو با خودم تمرین کردم و در فرجام به زبونش آوردم :)

امروز صبح که داشتم می‌رفتم دانشگاه می‌خواستم بیام اینجا بنویسم ولی حالم خوب نبود. در واقع می‌خواستم بگم چهرهٔ بعضی آدما پر از انرژی مثبته. نمیدونم تا حالا با چنین آدمایی برخورد کردید یا نه ولی انگار نور پخش می‌کنند. امروز یکیشونو تو مترو دیدم. یکی دیگه‌شون رو تو بی‌آرتی و واقعاً خوشحالم کرد :))) اگه دیدید یکی بهتون زل زده ممکنه به این دلیل باشه که از چهره‌تون حس خوبی میگیره😁 البته این فقط یکی از احتمالاته. بعداً نرید بگید مهربان اینجوری گفت و فلان :)