امروز سوار تاب که شدم، اوج گرفتم و بعد گوشی و شارژر و ایرپادم از تو کیفم با شتاب به بیرون پرتاب شدند. و بدبختی هم اینجا بود که یکم اون‌طرف‌تر یه اکیپ نشسته بودند که بیشترشون هم پسر بودند. هنوزم وقتی اون سکانس مزخرف رو یادم میاد حالم بد میشه :)

نتیجهٔ اخلاقی: مهربان جان زیپ کیفتو ببند :/