گنجینهٔ مهر

اول سلامتی اونایی که بودن و نیستن
عشقی که گونهمو خیس کرد
رفیقی که نخواست خوبمو هیچوقت
اون که میدونست منتظرش بودم و دیر کرد :)
دوستای دانشگاهی هیچوقت نتونستند جای دوستیای قبلیم رو بگیرند. هیچوقت نتونستند اونقدر بهم نزدیک بشن. و بیگمان پس از پایان دانشگاه رابطهمون قطع خواهد شد.
توی کانال تلگرامی یکیشون که از حس و حالش مینویسه عضوم و همین شخص یه بار نوشت: من آدمیام که تقریباً همیشه گوشیم دستمه و اگه دیر جوابتو میدم، به این معنیه که دلم نمیخواد باهات حرف بزنم و اگر هم زود جوابتو میدم به این معنی نیست که ازت خوشم میاد. فقط زمانی که تو چتت موندم و تند تند جوابتو دادم یعنی ازت خوشم میاد.
وقتی اینو نوشت یه "به عنم" خاصی تو ذهنم بود :)))) این آدم کسی بود که من خیلی جاها هواشو داشتم و براش معرفت خرج کردم ولی اون تقریباً هیچکاری نکرد برای من. این در حالیه که برای هماتاقیهاش خیلی هم بامعرفته... اولش فکر میکردم دارم اشتباه میکنم اما متأسفانه اشتباه نمیکردم :) از وقتی اینو دریافتم کلا رهاش کردم و سعی میکنم دیگه هیچکاری براش نکنم. چون برای مهر و انرژیای که درونم هست ارزش قائلم و دوست ندارم برای یه آدم بیلیاقت خرجش کنم. و البته که این منبع بینهایت نیست و تموم میشه. و چرا اون باید یکی از دلایلی باشه که زودتر تموم شه؟!