پس از مدتی طولانی امروز اتاقم رو اساسی تمیز و مرتب کردم و در این لحظه کارم تموم شد. اول از همه یه خسته نباشید جانانه به خودم میگم😅 من همینجوریش یه کم کار سنگین می‌کنم کمردرد میگیرم و الانم یه کم کمرم درد می‌کنه و کلا نمی‌تونم هر لحظه در حال تمیز کردن و جمع و جور کردن باشم. این رفتارم دقیقاً برعکس مامانمه :))) مامان من زن بسیار بسیار تمیزی است😁

به نظر خودم یکی از دلایلش اینه که وقتی همه چیز رو می‌ریزم وسط که جمعشون کنم، سردرگم میشم و همش نمیدونم از کجا باید آغاز کنم و این خیلی اعصابمو به هم می‌ریزه. این در حالیه که مامانم خیلی سریع و خیلی قشنگ میتونه جمع و جور کنه جوری که من هم لذت ببرم😭😂

دومین دلیلشم اینه که وقتی یه تمیزکاری اساسی میخوام بکنم همه انرژیم تموم میشه و با خودم میگم چرا انرژیم رو سر کارهای مهم‌تر نذارم؟😂

من هیچوقت بانوی خونه نبودم و به نظرم نخواهم هم بود :))))