مُرداب
اتاق من اینک تنها جایی از خونه ماست که نوای موسیقی توش می پیچه.
"خوش به حالت گُل گندم :)"
فلفلی رو آوردم تو اتاق خودم چون مامانم سردرد داشت و میخواست بخوابه و فلفلی باید تو تاریکی تنها می موند. الانم فقط داره جیغ می زنه و سرم داره میره ://// شاید واقعا عین یه نوزاد می مونه :/ اعصاب ندارم امشب :/
این هفته دو چندان حالم بده چون دو تا امتحان مهم دارم و همچنین باید ارائه هفته بعدمو آماده کنم. تکلیف هم دارم که باید برای فردا آماده داشته باشمش و من فقط یه بخش کوچیکیشو انجام دادم :) همه اینا در حالیه که اصلا حال و روز درستی برای انجام دادنشون ندارم ولی مجبورم خودم رو لنگان لنگان بکشونم سرشون.
روزایی که حال مامان بده، حال منم خیلی بده :)
از یه طرف وضعیت وطنم :)
"چه روزایِ بدی"
این چند روزه حتی وقت نکردم وی پی انمو درست کنم. همینقدر هیچی سر جاش نیست و همینقدر همه چیز پیچیده به هم :)
مراقب خودتون باشید این روزا :") Em عزیزم تو هم همینطور...