کلیک

حوصله ندارم و مثل همیشه کلی کار ریخته رو سرم :)))

مخصوصا متن مزداهیکی که باید ترجمه کنم :)

میدونی؟ واقعا دلم میخواد برم یه گوشه ای و فقط دور بشم از همه چیز، از همه جریانات زندگی، از همه آدما.

مجبور نباشم جلسه ای رو شرکت کنم، مجبور نباشم کاری رو انجام بدم که نمیخوام و حوصله ش رو ندارم، تابستونم نباشه.

از نظر روحی خسته ام ولی به خاطر جریان تند زندگی، فرصت استراحت ندارم و همش باید بدوم :)

احساس میکنم برای فرار کردن نیاز دارم برم یه سیاره دیگه و زمین، دیگه روح منو ارضا نمی کنه :)

هرجایی که ردپایی از کیان ببینم، اشکام همینجوری میان پایین. میدونی؟ آخه اون میخواست مهندس رباتیک بشه :)

اجی میگه اخبار رو دیگه دنبال نکن. داری خودتو نابود می کنی :)

احساس میکنم اعصاب همه ضعیف تر شده و منم همینطور :)

تو این شرایط نه حوصله بحث با کسی رو دارم و نه حوصله ثابت کردن خودم...

و تو این بین از همه آدمایی که حس خوبی رو در جهان می پراکنند از اعماق قلبم تشکر میکنم :)❤️

شاید باور نکنید اما واقعا حالمو خوب میکنه :)

[قسمتی از حرفای فریدون فرخزاد که انتهای موسیقی بالا هست رو حتما شنیدید. قشنگه❤️]