اون عمیق قدیمی
من قدیما که شبکه های اجتماعی به اون صورت رواج نداشت، خیلی از ایمیل برای ارتباط با دوستام استفاده میکردم :) نمیدونم تا چه حد میتونه براتون عجیب باشه ولی اینجوری بودم :)
دیگه از کسی که تو دوران راهنماییش با نامه های کتبی با دوستاش تو مدرسه ارتباط برقرار میکرد، چه انتظار دیگه ای میشه داشت؟ :)
اون دوران، دورانی بود که من خیلی جذب مرتضی پاشایی شده بودم و خیلی دنبالش میکردم.[گمان میکنم اون تنها سلبریتی ای بود که به این شکل دنبالش میکردم و بعد از اون یاد ندارم اینجوری بوده باشم.]
بیشتر از اینکه جذب شخصیتش شده باشم، جذب آهنگاش شده بودم. آهنگایی که خیلی حسشون میکردم؛ خیلی عمیق و این اتفاق تو همون زمانی برام افتاد که کودکی بیش نبودم :)
من مرده پرست نیستم. حتی زمانی که زنده بود هم دنبالش میکردم.
مرده پرست کسیه که تا یکی زنده بود اصلا نمیشناختش، یا میشناختش و بهش بی تفاوت بود، یا میشناختش و بهش بدی کرد و وقتی مرد تازه فهمید کیو از دست داده و تازه به ستایشش پرداخت.
من تو تعریف بالا جا نمیگیرم :)
و اون دوران، برای من دورانِ وبلاگ و ایمیل و مرتضی و نامه ها و نوشته هام و مدرسه راهنمایی و دوستام بود :)
[اگه بخوام واژه های کلیدی اون زمان رو نام ببرم البته]
چه چیزی باید تو آهنگ های یه نفر وجود داشته باشه که بعد اینهمه سال از گوش دادن بهشون خسته نشده باشم؟
اون یه حس عمیقه... حسی که تو صدای گرم و بغض آلود اون هست.
آهنگ "کی فکرشو میکرد" رو همون روزا ساسا بعد مرگِ مرتضی برام ایمیل کرد :)
"دلم تمومِ غصه هاشو می نویسه خط به خط... حالا سیاه شده از اسمِ اون دوباره یک صفحه :)"
نمیدونم تا چه حد میتونه براتون مسخره باشه چنین چیزایی ولی اینا درون من بوده و برام ارزشمند هست هنوزم :)