امروز متوجه شدم چرا بعضی از حرف‌ها حس بدی بهم میدن. چون در برابر باور‌های من هستند و اصلا به نظرم منطقی هم نمیان :) و یه جور کودنی و ناشایستی و تحمیل رو می‌رسونند :) خب باورهای من، قرار نیست بد باشه تا زمانی که به من آسیب نرسونه :) و میتونه ویرایش بشه ولی تا زمانی که خودم بپذیرم :) برای پذیرفتن هم عجله ندارم :)

بعضی وقتا پیش میاد که یهویی از یه چیزی اذیت میشم؛ شاید حتی یه حرف، یه رفتار، یه نگاه! تا مدت‌ها نمیدونم دقیقاً چی اینجوری به همم ریخته اما حس بدش که از بین نمیره. انگار یه جورایی ناخودآگاه من آزار دیده :)

از خودم می‌پرسم که: دخترم چی انقدر ناراحتت کرده؟ و به دلیلش بیشتر فکر میکنم‌. تنها در این صورته که میتونم حال خودمو خوب کنم و مشکلم رو حل کنم‌. همیشه "فراموشی کیمیا نیست". بلکه فقط یه بهبود موقته. مشکل رو باید از ریشه حل کرد :)