بخوان بغض نگاهم را :) [حرفای این پستم خیلی تلخه، اگه تحملشو نداری نخون]


امروز میخوام در مورد یه مسئله مهم صحبت کنم و اون اینه ک هر انسانی آزاده :) دقت کردی؟ نگفتم فقط مرد آزاده بلکه گفتم هر انسانی :) ما الان داریم تو قرن 21 زندگی میکنیم و فکر میکنم این چیزا دیگه باید بدیهی شده باشه ولی انگار هنوز هست، هنوز ریشه کن نشده... برای نوشتن این پست خیلی دارم تلاش میکنم بغضم و خشم نهفته درونم رو کنترل کنم :) خشمی ک سالهاست در منه :) هروقت میبینم یه مرد ب خودش اجازه میده اینجوری با یک بانو برخورد کنه، ب خودش اجازه میده ب جای اون تصمیم بگیره، ب خودش اجازه میده محدودش کنه... اول از همه بگم از هرکسی ک اینجوریه با تمام وجودم متنفرم؛ با تک ب تک سلولهام :) و همه فحشهای دنیا سزاوارتونه حتی بدتر از اون :) دلم نمیخواد زنده باشید :) چون شماها جهان رو زشت میکنید؛ کثافت تر از اون چیزی ک هست...
البته نمیخوام این موضوع رو انکار کنم ک حالا وضعیت خیلی بهتر شده و روز ب روز هم داره بهتر میشه چون آدما دارن آگاهتر میشن... مخصوصاً نسل جدید ک خیلی آزادتر هستند و فکر بازتری هم دارند... من ب این نسل خوش بینم :) البته آدمایی از نسلهای قدیم رو هم دیدم ک فوقالعاده روشن فکر هستند و اینا برام قابل احترام ترند چون نشون میده عقیده درست رو خودشون انتخاب کردند هرچقدر هم ک جامعه دورشون پر از ابله بوده باشه؛ یعنی همین ک تحت تاثیر جامعه قرار نگرفتند و برای رسیدن ب یه عقیده درست تلاش کردند نشون میده ک تا چه اندازه ارزشمندند :)
واقعاً مسخرهست برام... واقعاً مسخرهست... شما یه ذره ب عقلتون فشار بیارید میفهمید ک انسانها با هم برابرند چون روح آدما جنسیت نداره و همه آدما هم درست ب یه اندازه آزادند. دلیل نمیشه چون تو مردی، هر غلطی ک دلت خواست بکنی و اسمشو بذارن شیطنت و اگه یه خانوم همون کار رو کرد، برگردن بهش برچسب بزنن. کارتون یکسان بوده پس یکسان هم باید مورد قضاوت قرار بگیرید.
کی گفته کار خونه وظیفه یه زنه؟ و کار بیرون وظیفه یه مرد؟ اگر در گذشته نیاکان ما اینطوری بودند، ب دلیل شرایط اون زمان بوده ک اگه دوست داشتید میتونید دربارهش تحقیق کنید. مطالب جالبی داره ولی الان شرایط مثل اون دوران نیست پس چرا باید قوانین همون دوران رو اجرا کنیم براش؟
بله من با این پست گریه کردم چون سالهاست ک دارم این چیزا رو میبینم و حالم دیگه داره ب هم میخوره از اینهمه کلیشه. برای اینکه آدما نمیفهمند، چون فکر نمیکنند! فقط از همون عقاید پوسیده قدیمی پیروی میکنند... سختتونه فکر کنید نه؟ توصیه میکنم بیشتر کتاب بخونید تا بتونید مثل عقایدتون انقدر فسیل نباشید!
یکی از دلایلی ک گارد دارم نسبت ب وارد رابطه شدن با جنس مخالف همینه. من نمیخوام آزادیم رو از دست بدم و ب هیچ عنوان حاضر نیستم آزادیم رو فدای چیزی کنم. من مال هیچکس نیستم و نخواهم بود. "من یه انسان آزادم" و فقط ب خودم تعلق دارم... در نتیجه فقط کسی میتونه با من بمونه ک کنترلگری رو کنار بذاره. غیرتی بازی بیش از حد درنیاره و سعی نکنه منو تو مشتش نگه داره. اون موقعی ک گفتم هرکسی بخواد محدودم کنه "من" رو از دست میده، اصلا شوخی نکردم، کاملاً جدی بودم :) و کاملاً میدونم ک چنین آدمی خیلی کمه... آدمی ک ب بلوغ روانی رسیده باشه و منو کاملاً مثل خودش بدونه. یه آدم مستقل و داری فردیت. اینم بگم ک در "عشق" ذره ای خودخواهی نیست، اسارت نیست. عشق، آزادیه :) عشق یعنی اگه فهمیدی معشوقت با تو خوشحال نیست، یا تلاش کنی شرایط رو درست کنی و اون دوباره خوشحال باشه یا اگر هر کاری کردی و نشد و یا اون نخواست، رهاش کنی نه اینکه بالهاشو بچینی ک کنار خودت نگهش داری. این عشق نیست و تو هم عاشق نیستی فقط یه خودخواهی :)
البته خب ممکنه خیلیا نخوان یه شخص کنترلگر باشند و ب خاطر ناآگاهی اینجوریاند. شاید فکر میکنید اگه اون شخصی ک دوسش دارید رو کنترل کنید ک با جنس مخالف حرف نزنه یا یه سری کارا رو نکنه، رابطهتون محکم تر میشه یا اون همیشه پیشتون میمونه... شایدم نگران از دست دادنش هستید و از دوست داشتن زیاد، میخواهید همیشه فقط با شما باشه... درک میکنم اما اینو یادتون باشه : هروقت تلاش کردی بال پرنده ای ک دوسش داری رو بچینی ک کنارت بمونه، اون دیگه پرنده تو نیست هرچند ک تا ابد کنارت بمونه :)
شاید غیرت رو بد براتون تعریف کردند. غیرت یعنی مراقبش باشی ک آسیب نبینه ولی نه ب نحوی ک کنترلش کنی :)
در این پست، بخشی از دغدغه های منو خوندید. امیدوارم حتی شده روی یه نفر تأثیر بذاره ک ب دور از کلیشهها فکر کنه و بخواد برای بهتر شدن خودش تلاش کنه🌱✌🏻
سپاس از همراهیتون :)