وجود یکپارچه
هردفعه ک یکی از جنبههای تاریک وجودمو در آغوش میگیرم انرژی منفی زیادی ازش جدا میشه و دود میشه میره هوا و بیشتر احساس یکپارچگی میکنم چون اون ویژگیهایی از خودمون ک نمیپذیریمش مثل یه تکه هایی از وجودمون هستند ک ازمون جدا هستند با اینکه از خودمونند اما انگار از جنس ما نیستند چون ما نمیتونیم بپذیریمشون و همش پسشون میزنیم. بخوام یه مثال بزنم ک بهتر بتونم منظورمو برسونم اینجوری میشه ک شما یه مخلوط رو در نظر بگیرید ک فازهای مختلفی داره. مثلاً آب و روغن ک خیلی واضحه اینا در هم حل نمیشن چون روغن ناقطبیه و آب قطبیه ولی وقتی بهش صابون بیفزاییم، روغن و آب دست همدیگه رو میگیرند و یکپارچه میشن :)))) اون صابونه این وسط نقش میانجی رو داره و در مورد ما صابون همون "پذیرش" هست ک باعث میشه روغن یعنی" همون ویژگیهایی ک نمیپذیریم" در آب ک "وجود یکپارچه" ما هست پخش بشه و ما ب یکپارچگی بیشتری برسیم😊
یه مثال بهتر بزنم. مثلا بپندارید ک وجود شما یه آب زلاله و قرص جوشان همون ویژگیهایی هستند ک شما نمیتونید بپذیرید. وقتی قرص جوشان رو در آب میاندازید، شروع میکنه ب حل شدن همراه با آزادکردن گاز کربن دی اکسید. اینجا منظور از کربن دی اکسید همون انرژی منفی ای هست ک در اثر پذیرش ویژگیهای منفورمون آزاد میشه :)
آزمایشگاه شیمی راه انداختم اینجا :))))))
امیدوارم مفید بوده باشه😅 هرچند من یقین دارم ک خیلی هم نمونههای خوبی براتون آوردم😌😒
خب همین دیگه
فعلا خداحافظ🙂