یک طرفه
عشق یکطرفه خیلی چیز بدیه. اصلاً مهم نیست در چه جایگاهی باشی؛ معشوق یا عاشق. در هر صورت خیلی آزاردهنده و دردناکه. اگه عاشق باشی، از بی توجهی های اون، از بی اهمیتی هاش اذیت میشی و گاهی ب نقطه ای میرسی ک خودتو سرزنش میکنی و ب خودت میگی: چرا من باید کسی رو دوست داشته باشم ک دوسم نداره؟ ولی همون جاست ک قلبت میگه: نمیدونم. من فقط دوسش دارم. و تو از تضاد بین چیزی ک میدونی درسته و چیزی ک واقعاً هست حالت بد میشه... طول میکشه ک قلبت بپذیره عاشق آدم ناشایسته ای برای تو شده ولی بالآخره میفهمه اگه خودت بخوای. اگه انقد سفت نگهش نداری. من ازت میخوام اصلا جلوی خودتو نگیری. هرکاری دلت میخواد در موردش انجام بده. انقد بهش پیام بده، انقد ازش بنویس، انقد باهاش حرف بزن و اون انقد بهت بی توجهی کنه، انقد تحقیرت کنه ک اگه یه ذره برای خودت ارزش قائل باشی، میکشی کنار ولی خودتو سرکوب نکن. تا تهش برو تا ب یقین برسی اون آدم مناسب تو نیست :)
حالا برسیم ب اینکه تو باشی معشوق یه عشق یه طرفه :) اینم خیلی بده مخصوصاً اگه خودت قبلاً در یه عشق یه طرفه دیگه نقش عاشق رو بازی کرده باشی :) کاملاً میفهمی طرف چه زجری داره میکشه ولی کاری از دستت برنمیاد و تازه عذاب وجدانم میگیری ک یکی ب خاطر تو حالش بده :) اینجا باید بشینی فک کنی ک طرف چطوری میتونه فراموشت کنه. باید کمکش کنی. انگار ک داری دست کسی رو ک جلوت زانو زده رو میگیری و از رو زمین بلندش میکنی تا ب خودش تکیه کنه ولی حواست باشه اون تا وقتی عاشق توئه ضعیفه :) مبادا اذیتش کنیا...
و در آخر واقعاً آرزوم برای آدما اینه ک کسی رو دوست داشته باشند ک دوسشون داره :)