اولین جایی ک رفتیم برای عید دیدنی خونه یکی از عمه هام بود. اولش اصلا مایل نبودم برم ولی وقتی رفتم دیدم ک بد رفتار نکردند پس در نتیجه دوسشون داشتم :) من آدمی نیستم ک الکی از کسی بدم بیاد واقعاً. حتما طرف یه رفتار زشتی داشته ک خط قرمز من بوده یا یه جوری بوده دیگه :)))) حالا بگذریم...

آره عرضم ب خدمت شما ک داشتیم دور هم راز بقا نگاه میکردیم :)))) و انقد حرفی با هم نداشتیم ک همش درمورد همون حرف میزدیم :)))) تمساحه هر دفعه ک گاومیش های آفریقایی از اون رودخونه هه رد میشدن یکیشونو میخورد و خب :") آقا شبکه 4 اونقدرا هم بد نیستا :))))) 

برگشتنی ب بابام گفتم شما برو جلوتر من طول میکشه کفشامو دربیارم. بعد گفت مگه هزارپایی؟😂 تصور لطیفی بود حقیقتا :) هزارپاها هزار تا کفش دارن و عید دیدنی هاشون کلی طول میکشه^^ تا حالا از این زاویه ب جهان نگاه کرده بودین؟ ^^

:))))