مهربانم، جان دلم❤️

خیلی وقت بود برات چیزی ننوشته بودم... شاید خیلی وقته اون عشقی رو ک باید بهت می دادم، ندادم.

میدونم پات چقدر درد میکنه، اینکه موقع راه رفتن گاهی چقدر تیر میکشه و برای اینکه عادی ب نظر برسی چقدر تلاش میکنی :)

میدونم ک اینهمه قدم رو فقط برای خودت داری بر‌می‌داری. من قدردان همه زحماتت هستم و میدونم یه روزی میرسه ک تو خوشحال ترینی و ب عمیق ترین شکل ممکن زندگی میکنی حتی اگه الان زندگیت خیلی تاریک باشه. حتی اگه مواقع زیادی چشمات بارونی باشه.

دیگه دلم نمیخواد ب دیگران اعتماد کنم. تو هم نمیخوای مگه نه؟ :)

بیا آدما رو رها کنیم... مثل بادبادکی ک توی باد می چرخه و ما هم اصلا برامون مهم نیست ک باد اونو به کجا می بره :)

و در آخر اینو بهت بگم ک خیلی دوستت دارم کاملا خالصانه و بی غل و غش❤️ کاملا یه تنه؛ کاملا تنها؛ کاملا استوار!