و پایی ک درد میکنه...

وقتی به شیشه های مغازه هایی ک ازشون میگذرم، نگاه میکنم درواقع به شما نگاه نمیکنم فروشنده عزیز بلکه دارم ب خودم نگاه میکنم! چرا انقدر با تعجب زل میزنید بهم؟😐

+ ببینید رفقا درداتونو خیلیا درک نمی‌کنند حتی اگه خیلی بهتون نزدیک باشند. خیلیا نمیتونند بفهمند ک درون شما دقیقا چه داره میگذره. برای همین درک نشدن ها ممکنه عصبی بشید اما چاره ای نیست. ماها گاهی فقط حرف میزنیم که منفجر نشیم اما تهش راه خودتونو خودتون باید پیدا کنید. البته مشورت کردن کمکتون میکنه و ب ذهنتون نظم میده ولی ته تهش خودتونید. اینو یادتون نره.

_خوبی؟

+ممنون خوبم.

_ولی من احساس میکنم خوب نیستی.

+ :) درواقع خیلی خشمگینم.

_ خب حق داری... باهات بازی شده و این خیلی خوبه ک احساساتت داره میاد بالا.

+ :)

_ گاهی کندن از یه چیزایی خیلی سخته ولی وقتی بکنی دیگه هیچ چیز مثل قبل نیست.

+ :)

_ یادته بهت گفته بودم ک اون یه آدم سمیه؟

+درحال حاضر ازش متنفرم :)

_عشق اینجوریه ک آدم همش نوسانات خلقی داره. گاهی ازش متنفری و میخوای خفه‌ش کنی ولی گاهی هم دوست داری اونو در آغوش بکشی...

+ :) ( کاملا درست میگه)

هنوزم فکر میکنم خیلی بی رحمی :) 

ای سنگدل عوضی!