اون دخترکِ آروم
الان رفتم وبلاگ یه دوست خیلی قدیمی رو خوندم که واقعاً یادم نمیاد چطور ارتباطمون قطع شد. تنها چیزی که الان درونم ازش حس میکنم خشم و ناراحتیه. نمیدونم اون موقع چی شده بوده که من همچین حسی پیدا کرده بودم. ولی نکتهی جالبش این بود که در مورد من نوشته بود: «من کسی بودم که میرفتم زیر پستهاش کامنت میذاشتم و مورد قضاوت قرارش میدادم. این باعث میشده که حس بدی بگیره و دیگه حتی نتونه حرفش رو بیان کنه.»
:)
من واقعاً متأسفم اگه همچین حسی بهت دادم. هیچوقت حتی یک درصد تصور نمیکردم از دید دوستم همچین آدمی به نظر برسم. تو یکی از صمیمیترین دوستای من بودی. برای چی باید قضاوتت میکردم؟ تنها چیزی که دلم میخواست، این بود که حالت خوب باشه. برای همین سعی میکردم هرچیزی رو که خودم میدونم به تو هم بگم. شاید یه مقدار حالت نصیحتگونه میگرفت اما خدا شاهده فقط برای این بود که شاید بهتر بتونی از موقعیتهای بدی که توش بودی گذر کنی :) اما تو منو اینجوری دیدی: "کسی که بیرحمانه قضاوت میکنه :)" نمیدونم چی باید بگم. در هر صورت فکر کنم به قول خودت من دیگه برای تو اون آدم امن سابق نیستم :)
باشه. شماها همتون خوبید. گل و بلبل. بینقص. بدون تقصیر. اگرم چیزی از سوی شما بوده "سهوا" اتفاق افتاده و هرکاری من کردم حتماً "عمدا" بوده. این وسط فقط منم که مشکل دارم. فقط منم که ناامن میشم. آخه شماها همیشه امنید. انقدر امنید که آدم دلش میخواد بهتون تکیه کنه ولی وقتی تکیه میکنه شترق! پرت میشه تو دره :)
چندوقت پیش به یکی از کامنتهای قدیمیات برخوردم. یادش به خیر. همیشه مسائل رو تحلیل میکردیم. همیشه یه دیدگاه جادویی به همهچیز داشتی که به دنیای اسرارآمیز درونی من خیلی نزدیک بود. تو یه آدم عمیق بودی. بعدِ تو دیگه آدمی رو ندیدم که همچین دیدگاهی به مسائل داشته باشه. پس این بخش وجودمو از اون موقع تا حالا دفن کردم :) یه سری دوستیها فقط یه بار تو زندگی آدم تکرار میشن و دوستی ما واقعاً حیف بود دخترجون.
قبول دارم که یه مقدار دیر میتونم ببخشم. ولی همهی اینا به طرف مقابلم بستگی داره. اگه خودشو حق به جانب نشون بده، اگه بخواد اشتباهشو توجیه کنه، اگه بخواد برچسب "زیادی حساس بودن" یا "زیادی سخت گرفتن" به من بزنه، اگه بخواد اشتباهات منو همون ابتدا بهم یادآوری کنه یا اگه بخشیدن اشتباهاتش رو وظیفهی من بدونه، نمیتونم راحت ببخشم. هرکسی یه جوریه خب. منم اینجوریام و این بخش وجودمو نتونستم تغییر بدم :) البته که نسبت به قبل خیلی سادهتر میگیرم مسائل رو، اما هنوزم در این موقعیتهایی که گفتم نمیتونم راحت طرف مقابل رو ببخشم. پس اگه میبینی دلم هنوز باهات صاف نشده به خاطر موارد بالاست.
نمیدونم این نوشتهام رو میبینی یا نه :) ولی قضیه از سوی من همینطور بود که بیانش کردم. حالا بگو ببینم؟ چند درصد شبیه چیزی بود که تو برداشتش کرده بودی؟