خونهی شیشهای گلها
مهربانم؛
شرایطی که الان توش هستی رو درک میکنم. شاید اگه یه زمان دیگه بود، شاید اگه تو اون آدم قبلی بودی یا اگه طرف مقابلت آدم دیگهای بود، الان خیلی به هم میریختی. اما میدونم که خنثایی. خنثایی و انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. اینها همش یه تجربه بود، ولی کاش تا اینجا پیش نمیرفت. اونوقت خیلی چیزها هم خراب نمیشد. در حالی که خیلیا از داشتن تو خوشحالاند، یه سریهای دیگه ترجیح میدن ازت فاصله بگیرند. این هم اشکالی نداره. به پروسهی فراموشیشون برمیگرده و قابل درکه. مهم نیست که کسی از حضور تو خوشحاله یا نه. مهم اینه که خودت از شرایطی که برای خودت ساختی خوشحالی یا نه. تهش که همه رهگذرند. پس کاری رو بکن که فکر میکنی درسته، بدون توجه به اینکه بقیه رو خوشحال میکنه یا نه. بیشتر از همهی آدما دوستت دارم❤️ میدونم اونقدر قوی هستی که دوباره همهچیز رو بسازی. من بهت ایمان دارم. مراقب خودت باش. یه ماچ گُنده.