دو تجربهی متفاوت در مواجهه با زبان
دخترک میگفت اولین جملهای که به ترکی خودمان یاد گرفته «سَنی چوخ ایستیرم.» بوده، یعنی خیلی دوستت دارم. دومین چیز هم «یالانّان» بوده، یعنی الکی. [در تمام مدت با چشمانی قلب قلبی نگاهش میکردم(。♡‿♡。)]
دخترک دیگر گفت: «ولی اولین چیزی که من یاد گرفتم قیز بوده.» به معنای دختر. گویا خانوادهی پدرش وقتی او در جمعشان بوده ترکی صحبت میکردند تا او متوجه حرفهایشان نشود و هنگام اشاره به او واژهی «قیز» را به کار میبردند.[برایش غصه خوردم[(╯︵╰,)