:)
هنوز هم وب های یک سری از دوستان قدیمی رو ب صورت خاموش می خونم. بدون اینکه هیچ حرفی بزنم. میدونم چرا حرف نمی زنم اما دلیلش تو دل خودم بمونه، بهتره.با غم هاشون غصه می خورم اما اونا ک نمیدونن پس گفتنش چه چیزی رو عوض می کنه؟گاهی از اینکه Eisblume دربارم بهت میگه می ترسم.از اینکه تو انقدر منو می فهمی ب وحشت می افتم.اما این ب این معنیه ک منم دربارت میدونم و میفهممت حتی اگه هیچی نگی.شاید هم گاهی هیچکدوممون نفهمیم طرف مقابلو.نمیدونم چرا یهویی انقدر مهم شدی برام.جالبه بدونی ک دارم با نیمه تاریکت کنار میام. چند وقتیه ک خیلی زود عصبی و ناراحت میشم.من این روزا ب دنیا امیدوار نیستم.دلم میخواد از همه عالم فاصله بگیرم و چند وقتی نباشم. راستی اگه نباشم هیچکس اصلا متوجه میشه؟