فقط همون چند مترِ جلویِ ماشین
...یواش یواش همهچیز داره برام روشن میشه. حتی وزن کارها رو هم میتونم حس کنم. مثل رانندگی توی تاریکی در کوهستان میمونه؛ فقط باید نگاهت رو به جایی بندازی که نورِ ماشین روشن کرده. به همون چند متر جلوی ماشین. به چپ و راست جاده نباید نگاه کنی. باید فرمان رو بچسبی و فقط به چند متر جلوی سپر نگاه کنی. با کسی نباید حرفی چیزی بزنی. به چیزی نباید گوش بدی. آن پخش لعنتی ماشین رو هم باید خفهاش کنی تا حواست رو پرت نکنه. به مزخرفات رادیو هم نباید گوش بدی. باید هرچی توی اون خرابشدهی پایین کوه میگذشته فراموش کنی. اگه اینطور ادامه بدی یواش یواش پیچهای سخت خودشون رو نشونت میدن و هیچ خطری هم در کار نیست اما اگه بخوای به فکر چیزای دیگه باشی خب معلومه که هیچ غلطی نمیتونی بکنی. یا میافتی ته دره و یا میکوبی توی کوه.
روی ماه خداوند را ببوس، مصطفی مستور