هر روز توی این مملکت اتفاقاتی می‌افته که بسیار غمگینم می‌کنه. یه سریاش دست ما نیست ولی عواقبش دامن ما رو هم می‌گیره. یه سریاش اما مربوط به خودمونه؛ به همین مردم.

من مردانی رو دیدم که نمی‌تونند خودشون رو با یه خانوم از نظر انسانی برابر ببینند. منطقشون جوریه که این رو نمی‌تونند بپذیرند. حالا ما با اینا کاری نداریم. چون چه بخوان و چه نخوان، این حقیقتیه که هست و جهان هم به سمتش حرکت می‌کنه. افرادی که نمی‌تونند عقیده‌شون رو تغییر بدن، بالاخره می‌میرند و از بین می‌رن. هیچ‌کس که تا ابد زنده نیست. نسل اینجور آدما هم بالاخره تموم می‌شه. حالا از این بگذریم.

جالبی ماجرا اینجاست که این آدما احساس خطر کردند. چون وقوع این برابری رو دارند به صورت واضح جلوی چشمشون می‌بینند و انقدر در حال فشار خوردن هستند که خودشونو به آب و آتیش می‌زنند دخترا رو بفرستند سربازی :)))))))) به خدا من یکیو دیدم که می‌گفت: «حالا که شما انقدر دنبال برابری هستید، پس باید سربازی برید.» نمی‌دونم چه ربطی داشت ولی خب! واقعاً می‌گن این پسرهای الانی پرنسس شدند، راست می‌گنا. هرجا رو نگاه می‌کنی یه پسر سوسول نازک نارنجی می‌بینی. منو بگو که به خاطر رنجی که شماها توی سربازی می‌کشیدید براتون ناراحت بودم و همش با خودم می‌گفتم پسرا هم از این نظر گناه دارنا. چقدر اذیت می‌شن تو سربازی... ولی الان که دارم فکر می‌کنم، می‌بینم همچین بدم نیست سربازی رفتنتون. یکم سختی بکشید بلکه اون روحیه‌ی (م‍‍َردونه‌تون!) نپوسه! ناز شید الهی! گوگولیا☺️ پس تنها چیز سختی که شما داشتید و ما نداشتیم هم براتون زیادی بود، آره؟ و حالا کارزار راه انداختید و امضا جمع می‌کنید و دارید خودتونو آتیش می‌زنید فقط به این دلیل که ما هم بریم سربازی؟ اگه نیاز باشه، سربازی هم می‌ریم. ولی من واقعاً به جای شماها دارم خجالت می‌کشم. یعنی با وجود اینکه دارید این نابرابری‌ها و تبعیض‌های جنسیتی رو می‌بینید، باز هم نمی‌فهمید! اصلا شما چه حقی دارید که مطالبه‌ی حقوق اولیه‌ی زنان رو مسخره می‌کنید؟ چی می‌فهمید از این درد؟ والا من توی ایران زنان و دخترانی دیدم که سرپرست خانواده‌شون‌اند. می‌تونید درک کنید چه فشاری رو اینا دارند تحمل می‌کنند؟ الان توی جامعه‌ی امروز فرق شما با ما چیه؟ اگه قدیم‌تر بود، شما نان‌آور خانه بودید. برای این کار هم روزانه با هزاران نفر سر و کله می‌زدید و خسته و کوفته می‌رسیدید خونه. اونوقت شاید می‌تونستید به خانم‌ها بگید: «تو چه می‌دونی من برای پول درآوردن با چند نفر تو روز دارم سر و کله می‌زنم؟ تو چه می‌دونی چقدر سخته پول درآوردن؟» ولی الان چی؟ الان که اون دختره هم پا به پای شما داره کار می‌کنه، تلاش می‌کنه، سختی می‌کشه. حتی یه سریاتون شعور لازم رو ندارید که بهش تو کارهای خونه کمک کنید. پس کارهای خونه هم روی دوششه. همین دختر برای پول گرفتن دستشو جلوی شما دراز نمی‌کنه. شاید قبلاً که پول دست شما بود، قدرت هم داشتید، زبونتونم شیش متر بود. الان چی؟ جدا از همه‌ی اینا پریود و دردهای جسمی و خونریزی و به هم ریختن هورمون‌ها رو هم در نظر بگیرید. به علاوه بچه‌دار شدن و نگه داشتن اون بچه توی شکم و مراقبت‌های حین بارداری و بعد بارداری هم که با اون خانومه. شما دقیقاً این وسط چیکار دارید می‌کنید که زبونتونم انقدر درازه؟ سربازی رفتنمون کم بود؟ اینم بیاد که قشنگ بفهمید زن چه موجود قدرتمندیه؟ شما حتی نمی‌تونید با دستگاه شبیه‌ساز درد پریود و زایمان، اون درد رو تحمل کنید، چه برسه به واقعیش! زیرش می‌افتید می‌میرید بدبختا. بعد الان زبونتون دراز شده. حرفای گنده گنده می‌زنید. اینا رو گفتم که بدونید شما همچین کار خاصی انجام نمی‌دید که زن‌ها ازش دور باشند یا انجامش نداده باشند. اون نگاه از بالا به پایین و ژست همه‌کاره بودنتونو بذارید کنار. بیایید خیلی منطقی با هم صحبت کنیم. می‌خوام بدونم حرف حسابتون دقیقا چیه؟ اون کسی که باید مشکل داشته باشه ماییم نه شما. والا همه‌ی قوانین این مملکت که به نفع شماست. من نمی‌فهمم حرص چیو دارید می‌خورید؟

*دوستان، من هم مثل شما دارم تو همین مملکت زندگی می‌کنم. وضعیت رو دارم می‌بینم. نمی‌خوام طرفداری کورکورانه بکنم. ولی وقتی یکی میاد چرت و پرت می‌گه باید اینا رو بازگو کرد که بفهمه قضیه اونجوری که اون فکر می‌کنه هم نیست.

*دیدم دخترانی رو که پسرها رو تیغ می‌زنند چه در دوران دوستی چه بعد ازدواج. دیدم زنانی رو که الکی ازدواج می‌کنند که مهریه‌شون رو بذارند اجرا. بله، من این چیزا رو هم دیدم. این افراد واقعاً جزو بی‌شعور‌ترین و قدرنشناس‌ترین دسته‌اند. از اون‌طرف پسرایی رو هم دیدم که تمام هدفشون از یه رابطه، به دست آوردن بدن اون دختره و وقتی بهش می‌رسند، دیگه تمایلی به ادامه‌ی رابطه ندارند. اینا هم بسیار هول و از انسانیت دورند. اینم دوتا شخصیت از هر دو جنسیت که از رابطه فقط دنبال منافع خودشون هستند. البته واضحه که من در مورد این آدما صحبت نمی‌کنم. اصلا بحث چیز دیگه‌ای هست و نمی‌خوام به حاشیه بپردازم. فقط می‌خوام بگم که بهتره الکی گارد نگیریم. حرفای طرف مقابل رو بشنویم، اگه از نظرمون منطقی بود که بپذیریم. اگرم منطقی نبود، صبر کنیم حرفش تموم شه و بعد استدلال خودمون رو ارائه بدیم؛ به دور از توهین، به دور از بی‌احترامی و در آرامش. امیدوارم آداب گفت‌وگو رو یاد بگیریم و با هم گفت‌وگو کنیم نه دعوا.

*ممکنه شما از یه زاویه‌ی دیگه‌ای ماجرا رو دیده باشید که من ندیده باشم. خوشحال می‌شم بهم بگید.

*در پایان باید بگم لطفاً پررو بازی هم درنیارید. ممنون🌱