داره برف میاد🥹❄️ و قلبم رقیق شده.

یه یادی هم کنیم از این پُست: کلیک

فکر می‌کنم من می‌تونم تا آخر عمرم تو هوای برفی و بارونی زندگی کنم و اصلا دلم برای آسمون صاف و آفتابی تنگ نشه. مثلاً من باید یه کشور سردسیری به دنیا می‌اومدم که هواش تو کل این هفته منفیه :))))))))))) البته منفیِ خالی به درد نمی‌خوره. برف خوبه، بارون خوبه. ها دیگه🙂

همون من باید چمدونمو ببندم برم قطب :) اینجوری نمی‌شه دیگه...

*خواب بچه‌های المپیاد رو می‌دیدم. خیلی دلم براشون تنگ شد. حتی توی خواب هم ساسا مراقبم بود🥹 من خودم شخصیت حمایتگری دارم ولی درجه‌ی حمایتگری ساسا از من بیشتر بود... فکر کن بین اونهمه آدم که اونجا بود، برای من غذا درست کرده بود و آورده بود❤️ منم اون غذائه رو به هیچکس ندادم🤣🤣🤣 همینی که هست...