دخترهی خرزهره :)))))
بله، عرض میکردم...
یکی مثل من که از فرط ادب، جان به جانش هم کنی کلام رکیک از دو لبش درز نمیکند، یکی هم مثل سهراب که حرف یومیهاش، فحشهای چارواداری است. هرچه در شلوار جین من شکاف است، در الفاظ این پسر، حرف کاف است. پنداری، کلّهم اجمعینِ لیچارهایِ عالم را روی زبانش خالکوبی کردهاند. پدرسوخته به همه زبانی هم فحش از بَر است.
من اما _ حالا که آداب، دست و بالم را بسته _ حین مرافعه، از فحشهای سالم استفاده میکنم. دریوریهایی با منشأ گیاهی. اینجوری، هم پرهیز دادهام از عوارض جانبی، هم دهن به لجن بازنکردهام. ذیلا نمونههایی تقدیم شده است:
خارشتر
خار مغیلان
گاوزبان
بومادران
انگبین
باقالی
خردل
خرزهره
سوسن کوهی
تخم ترتیزک
تخم گشنیز
هندوانهی ابوجهل
شلغم
گزنه
گندنا
میخک
مارچوبه
کرچک
بستهی پیشنهادی
کتاب گچ پژ محسن رضوانی
پ.ن: بعضی از اینا اصلا حرص آدمو خالی نمیکنه. مثلاً میخک به نظر من بیشتر تعریفه تا فحش :)))))))