کتاب کباب‌غاز جمالزاده رو الان تموم کردم. کلا از سبک اینجور کتاب‌ها خیلی خوشم میاد. واژه‌های تازه‌ی جالبی هم توش داشت و همچنین کوتاه بود.

ولیمه دادن: مهمانی عروسی دادن

آزگار: تمام، کامل

عاریه گرفتن: قرض گرفتن

آسمان‌جُل: فقیر، تهیدست

اِستشاره: مشورت، مشاوره

زوایا و خفایای خاطر: گوشه و جاهای مخفی ذهن

تَنبوشه: لوله‌های سفالین که زیر زمین به هم می‌پیوندند.

اِشپُختُر: مفتش

هم‌قطار: هم‌ردیف، همکار

مُعَنعَن: معنی این واژه رو درست حسابی متوجه نشدم. توی سایت‌های مختلف از اصطلاح "حدیث معنعن" استفاده شده ولی توی داستان کباب‌غاز گفته: معطر و منور و معنعن... نمی‌دونم چه ربطی داره. به هرحال معنی‌اش رو نمی‌دونم.