یه افسانه‌ی قدیمی هست که می‌گه: «اگه چیز خوبی برای گفتن نداریم، دهنمونو ببندیم و الکی زر نزنیم.»

کل مدتی که توی بلاگفا می‌نوشتم، گاهی پیش می‌اومد که یه سریا بی‌نام و نشون و بدون آدرس می‌اومدند توهین می‌کردند به من. قبلاً من هم شاید نوشته‌هام جبهه‌ی خاصی داشت و باعث رنجش یه سریا می‌شد. پس برام قابل درک بود دلیل این کار. اما تازگیا دیگه سعی می‌کنم جبهه نگیرم. با این حال بازم بعضیا میان و بی نام و نشون توهین می‌کنند. هیچوقت یادم نمیاد رفته باشم وب کسی و بهش هِیت داده باشم. حتی آدمایی که عقایدشون با من از زمین تا آسمون فرق می‌کرد. حتی آدمایی که ازشون خوشم نمی‌اومد.

واقعاً چقدر ساده‌ام که هربار از این رفتارها تعجب می‌کنم :)))))) انگار که آدمی‌زاد قراره درست بشه... یه سریا ذاتا بی‌شعورند و درست هم نمی‌شن متاسفانه.

کامنتا رو بستم نه به خاطر کامنت زشتی که جناب نقطه برام گذاشته بود. چون به یه ورمم نیست. نه خودش و نه حرفش. این کار رو به خاطر مراقبت از خودم انجام می‌دم. همون‌طور که گفتم من نمی‌تونم به بعضیا ادب و شعور یاد بدم ولی می‌تونم تصمیم بگیرم بقیه به چه نحوی توی حریم شخصی من حضور داشته باشند. شاید با خودتون بگید اینجا حریم شخصی نیست و فضای عمومیه. درسته اما این وب متعلق به منه و من فرصت سر و کله زدن با آدمای کودنِ بیکارِ دنبالِ داستان رو ندارم. مامان باباشون باید بهشون ادب یاد می‌دادند که ندادند و همینجوری اون بچه‌ها رو پس انداختند و ولشون کردند تو فضای مجازی. پس اینا از کجا باید این چیزا رو یاد می‌گرفتند؟ وقتی داشتم این جمله رو می‌نوشتم دلم براشون سوخت... طفلکیا...🥹

خلاصه سخن رو کش ندم. دلیل بستن کامنتا مراقبت از خودم در برابر آدمای ناشناس عقده‌ایه. کسانی که نمی‌دونند چه حرفی رو چه زمانی و با چه ادبیاتی بیان کنند. کسانی که بی‌دلیل از من عصبانی‌اند و کینه دارند. گفته بودم برای کسی بد نمی‌خوام ولی مطمئنم آدمایی که قلب می‌شکنند، به بدترین شکل ممکن تاوان می‌دن. در این ذره‌ای شک ندارم. پس می‌سپارمتون به همون خدایی که همیشه مراقبم بوده و از این به بعدم هست💙

اینکه کامنتا تا چه زمانی بسته می‌مونه فعلا مشخص نیست. یعنی هنوز تصمیمی در موردش نگرفتم.

سلامت و پیروز باشید🌱