خونهی یخی
تغییرات جوی واقعاً روی حس و حال من تأثیر میذاره. همونطور که روی ورتر جوان تأثیر میذاشت. با این تفاوت که هر هوایی که بقیه رو غمگین میکنه، منو شاد میکنه. من تو روزهای ابری و بارونی و برفی شادم. واقعاً حالم خوبه و دلم میخواد هوا تا ابد اینجوری بمونه :) پس چیزی که به تازگی در مورد خودم فهمیدم اینه که باید تابستونا برم جایی که زمستونه :))))))) قطب شمال و جنوب چطوره؟ برم با اسکیموها سه ماه توی ایگلوشون زندگی کنم و وقتی پاییز اومد، برگردم به یه قسمت عادی از کرهی زمین که یخبندون نباشه. بله. من تابستون رو نمیتونم تحمل کنم :))) همین که تا الان دووم آوردم خیلیه...