آه از اینهمه جلب توجه کودکانه و احمقانه :) اصلا نمی‌خوندمت. میوتت کرده بودم. تا اینکه امروز رفتم ببینم چیا نوشتی.

واقعاً ترحم من رو برمی‌انگیزی دختر کوچولو🥺😏

تو خیلی تغییر کردی. دیگه نمی‌شناسمت. البته که شرایط زندگی‌ات هم توی شکل‌گیری این ویژگی‌هات بی‌تاثیر نبوده. ولی این حجم از کمبود و عقده و مهرطلبی و سواستفاده‌گری خیلی عجیبه برام. تو واقعاً لیاقت محبت منو نداری. لیاقت کارایی که برات کردمو هم نداری. بارها اینو بهم ثابت کردیا. این منم که هربار یادم می‌ره و هربار باز بهت کمک می‌کنم. خیلی پشیمونم از کارایی که برات کردم. خیلی خیلی پشیمونم... کاش می‌ذاشتم تو تنهایی‌ات بپوسی :) هیچوقت نباید نسبت بهت احساس مسئولیت می‌کردم. نباید تو رو دوست خودم می‌دونستم. و تو اگر می‌دونستی من چقدر بابت تک تک محبت‌هام بهت پشیمونم، همه اون کارام کوفتت می‌شد. بچه‌سال بودن به سن نیست. تو سن خر نوح رو داری ولی هنوز بچه‌سالی :) نفرینت نمی‌کنم ولی حالاحالاها دور و بر من پیدات نشه. انقدر خشمگینم که فقط خدا می‌دونه...