زیستنِ دوباره
الان که اینجا وایسادم، حاصل تجربیاتیام که به هر دلیلی تو زندگیام از سر گذروندم. چه خوب و چه بد. یه احساس دوگانهای هم درونم دارم که میگه: کاش یه سری چیزا رو تجربه نمیکردم و از یه طرف دیگه میگه: این تجربیات باعث شدند خیلی چیزا یاد بگیرم و قویتر بشم.
کاش میشد همین ورژن الان مهربان با همین تجربیات، دوباره ولی جوری که انگار بار اوله و هیچ جراحت و زخمی نیست، یه سری چیزها رو تجربه کنه. فکر کنم اونوقت تصمیمات پختهتری بگیره. شرایط و آدمای درستتری رو انتخاب کنه. خوشحالتر باشه :)