تصویر من وقتی مهمونی‌ای که نمی‌خواستم توش شرکت کنم رو پیچوندم و به جاش تو خونه موندم :)

آدم باید جایی بره که قدر حضورش رو بدونند و همچنین با اون جمع بهش خوش بگذره :) نه اینکه صرفاً بره که رفته باشه...

با اینکه مجلس بزن و برقص بود و می‌تونست واقعاً خوش بگذره اما یک‌سری از آدم‌های اونجا یک‌بار قدر حضور من رو ندونستند و بار دومی وجود نداره. هر کسی یه فرصت نزد من داره که اگه بسوزونتش، دیگه همه‌چی تمومه. نه اینکه فکر کنید از هیچکدوم از اشتباهاتشون نمی‌گذرم، نه. ولی یک‌سری از اشتباهات نزد من نابخشودنیه؛ یک‌سری اشتباهات بزرگ.

و همین.