دلم برای این آهنگ حصین تنگ شده بود:

کسی نمی‌شه با ترس هیچ گوهی، نه.

اینو یاد بگیر قبل از دوییدن!

یاد بگیر اینو، یاد بگیر اینو!

همون‌طور که می‌دونی با چپ دست نمی‌دن.

تو این برهوت وحش، دستای خودم کردن زیر پامو فرش

معطلش نشدم که چی می‌مونه تهش

مزه هم نکردم هیچ‌موقع "چَشم" رو!

این یعنی دیدیم راتو کج کن!

خدا خودش خریدتم نشمر

حال خوبم خریدنی نی

من کل دنیا و رنگ‌های توشو دادم سگ خورد :)

همه گفتن: نههههههه! ولی من کردم.

نه که فکر کنی دنبال سردردم، نه!

شبا جوری بمیر توی خواب نازت اصلا معلوم نیست که باشی فردا

یاد بگیر باشی ساکت، پر باشه باکت

سنگره خاکت

دوییدنا تا کی؟ ها؟ تا کی؟

پیگیری اما برا مرگ سینه چاکه

گرگ شدی ولی هنوز ته روحه پاکه

گوه خورا می‌کشن هی سر رو توی لاکت، اوکی!

دنبال سر نخن بپیچند به پر و پامون

ولی بهشون جواب می‌دیم با "عشق" ما که!😗