امروز که اجی رو دیدم، مقصد مشخصی نداشتیم. من این ایده رو دادم که بریم بی‌آرتی‌های تجریش رو سوار شیم و از منظرهٔ بیرون لذت ببریم. چون این بی‌آرتی از جاهایی عبور می‌کنه که ارزش دیدن دارند🥰 زنده بودن شهر رو توش حس می‌کنی قشنگ🧡 اما خب این ایده‌ام امروز به اجرا نرسید. ما فقط مقصد مشخصی نداشتیم. گاهی هم باید هیچ مقصدی نداشت و همش گشت و گشت و گشت. یه سر رفتیم انقلاب. خیلی گرم بود هوا. جلوی یه آبمیوه‌فروشی وایسادیم. اولش دلم می‌خواست آب‌طالبی بگیرم، ولی بعدش یهو ذائقه‌ام عوض شد و دلم آب‌پرتقال خواست :] مهم اینه که دلم مزهٔ میوه‌ای می‌خواست. این برای من کم پیش میاد. چون بیشتر وقتا مزهٔ نسکافه و قهوه و اینطور چیزا رو ترجیح می‌دم. یعنی بیشتر به سمت شِیک کشیده می‌شم.

یکی از قشنگی‌های درآمد داشتن اینه که می‌تونی برای کسانی که دوسشون داری، چیزمیز بخری. احساسش وصف‌نشدنیه اصلا😍 امیدوارم اگه تجربه‌اش نکردید، به موقعش تجربه‌اش کنید❤️

این ایده‌ای که داده بودم رو حتماً یه روزی عملی‌اش می‌کنم. حتی شده تنهایی. من واقعاً شیفتهٔ اینم که گاهی بشینم تو ماشین و تنها تماشاگر باشم. به آدما و خیابونا و ماشینا و کلا همه‌چیز نگاه کنم و از کنارشون بگذرم و اونا هم هیچوقت نفهمند در موردشون چه فکری کردم. فکر کنند یه رهگذر عادی بودم :) سرم رو تکیه بدم به شیشهٔ ماشین و یا کلا اون وسیلهٔ نقلیه و آهنگ گوش بدم. گاهی اشک بریزم. گاهی بلندبلند یه تیکه از اون آهنگ رو تکرار کنم و باهاش بخونم. دلم نمی‌خواد کسی باهام حرف بزنه. گاهی هم چشمام رو ببندم به همهٔ زشتی‌ها؛ همهٔ پلیدی‌های آدمی‌زاد.

بعدش رفتیم خرید. حال اجی از دفعهٔ پیشی که دیدمش خیلی بهتر شده و بابتش خیلی خوشحال و شکرگزارم🥰 می‌گفت دلم نمی‌خواد ازت خداحافظی کنم. واقعاً سختمه و دلم نمی‌خواد بری. خداحافظی برای منم سخته :) چه دائمی‌اش و چه موقتش. اون لحظه دلم نمی‌خواد برم. انگار کنده نمی‌شم. البته این فقط در مورد کسانی که دوسشون دارم صدق می‌کنه. بقیه یا حسی رو در من برنمی‌انگیزند و نسبت بهشون خنثی‌ام. یا هم ازشون بدم میاد. که در این‌صورت دوست دارم هرچه زودتر ازشون خداحافظی کنم!

راستی پروژه‌ام بالاخره تموم شد و رسماً فارغ‌التحصیل شدم😍:

اجی

پاری

پاری

ترجیح می‌دم دستاوردهامو به کسایی بگم که مثل من خوشحال می‌شن براش. این دو بزرگوار رو خیلیییی اذیت کردم سر پروژه :))))))

پاری

اجی

اجی

اجی

حقیقت اینه که واقعاً دهانشون رو سرویس نمودم :]

پ.ن: می‌دونم خیلی وقته کامنتا رو تایید نکردم و شاید با خودتون بگید: کامنت بذارم که چی؟ اما خب مهم منم دیگه مگه نه؟ کامنت گذاشتید که من بخونم دیگه درسته؟ من همه‌شون رو خوندم و تو همین روزها همه‌ رو تایید می‌کنم و بهتون سر می‌زنم🧡 حسنای قشنگم با شما هم باید مفصل صحبت کنم احتمالا🫂 فقط اینو بدونید که من وقتی اینو دیدم خیلی خیلی خوشحال شدم😍 کیه که خوشحال نشه از نظراتی که آدمای خوب براش می‌ذارن؟