معتاد به کار؟
وقتی میبینید یکی انقدر شما رو منتظر میذاره و جوابتونو نمیده، با اینکه میدونید احتمالا مشغلهٔ خاصی هم نداره، شاید دلیلش اینه که شما بیش از حد دارید بهش اهمیت میدید و اون خیلی مایل نیست.
البته همیشه موارد استثنایی هم وجود دارند. مثلاً یه سری آدما هستند که کلا زیاد گوشیشون رو چک نمیکنند. اجی یکی از این افراده. من همیشه به چنین آدمایی غبطه میخورم. چون زندگی واقعی براشون پررنگتر و جدیتره. به من باشه واقعاً دلم میخواد گوشی رو پرت کنم یه گوشه و برم تنهایی یه جایی زندگی کنم :] حالا شایدم تنهایی نه ولی به هرحال فکر میکنم اگه زندگی واقعی آدم قشنگ باشه، دلیلی وجود نداره که اینهمه ساعت رو توی فضای مجازی بگذرونه. نمیگم اصلا توی این فضا نباشه ولی واقعاً وقتی یکی زندگی خوبی در واقعیت داره، صبح تا شب توی گوشیاش نمیچرخه :] تفریحش و دلخوشیاش چیز دیگهای به جز گوشیاش هست. چیزی در دنیای واقعی...
اگر معتاد به فضای مجازی هستید، احتمالا از چیزی در دنیای واقعی فرار میکنید. راههای دیگهای هم برای گریختن وجود داره. مثلاً اینکه سر خودتونو با کارهای مختلف گرم کنید. آشپزی کنید، کلاسهایی رو شرکت کنید که بهشون علاقه دارید؛ مثل خطاطی، صخرهنوردی، نقاشی، یوگا، رقص، شنا، خیاطی، کامپیوتر و ... سرکار برید که یه درآمدی برای خودتون داشته باشید و کلی چیز تازه در کنارش یاد بگیرید. همه اینا باعث میشن حال بهتری داشته باشید و کمتر به سمت گوشی برید. هرچی بیکارتر باشید، حال بدتری خواهید داشت و کسلتر خواهید بود.
من خودم ترجیح میدم زندگی پرمشغلهای داشته باشم تا بیکار باشم. چون وقتی بیکارم اعصابم به هم میریزه. [نکنه به یه آدم معتاد به کار تبدیل شده باشم؟! :)))))))] قطعاً یه روزایی آدم باید فقط استراحت کنه. بگیره بخوابه. همهجا رو تاریک کنه. پتو رو هم بکشه روش(این بیشتر تو زمستون خوش میگذره ولی خب). اما اگه این بیکاری مداوم باشه، آسیبزاست.